ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٢ - مقدمه مترجم
از احديت جمع(١) است، زيرا همان گونه كه حضرت الوهى(٢) كه از آن تعبير به اسم(٣) «الله» شده مشتمل است بر خصايص [: فوايد] تمامى اسماء و احكام تفصيلى آنها و نسبتهايى كه نخست از آن جدا و منشعب شده و در پايان از جهت حكم بدان بازگشت دارند و هيچ واسطهاى بين آن دو [: حضرت الوهيت و اسم الله] و بين ذات، از اسماء نيست- همچنان كه كار در بيان غير اسماء نسبت به حضرت الهيت نيز چنين است(٤)- همين طور انسان، زيرا او از جهت حقيقت و مرتبهاش هيچ واسطهاى بين او و حق تعالى نيست، از براى آن كه حقيقتش عبارت است از برزخيت جامع بين احكام وجوب و احكام امكان، بنا بر اين وى را احاطه به هر دو طرف مىباشد.
در كلمه صالحيه، ١٢- حكمت قلبيه در كلمه شعيبيه، ١٣- حكمت ملكيه در كلمه لوطيه، ١٤- حكمت قدريه در كلمه عزيريه، ١٥- حكمت نبويه در كلمه عيسويه، ١٦- حكمت رحمانيه در كلمه سليمانيه، ١٧- حكمت وجوديه در كلمه داووديه، ١٨- حكمت نفسيه در كلمه يونسيه، ١٩- حكمت غيبيه در كلمه ايوبيه، ٢٠- حكمت جلاليه در كلمه يحياويه، ٢١- حكمت مالكيه در كلمه ذكرياويه، ٢٢- حكمت ايناسيه در كلمه الياسيه، ٢٣- حكمت احسانيه در كلمه لقمانيه، ٢٤- حكمت اماميه در كلمه هارونيه، ٢٥- حكمت علويه در كلمه موسويه، ٢٦- حكمت صمديه در كلمه خالديه، ٢٧- حكمت فرديه در كلمه محمديه.
(١) احديت جمع، در پانوشتهاى قبلى توضيح داده شده است.
(٢) جامى در نقد النصوص گويد: حكمت الهى عبارت است از خلاصه علوم و معارفى كه متعلق باشد به مرتبه الوهيت، يا خود عبارت بود از محل انتقاش آن علوم و معارف، كه دل انسان كامل است ... زيرا قلب انسان كامل در نور ديده به دو قوس وجوب و امكان است و منطبق بر احديت جمع هر دو، و شأن انسان كامل است كه خبر از آن چه كه در آن قلب از صور حقايق است بدهد و از احديت جمع آنها (يعنى آن علوم و معارف مذكوره) آگاهى بخشد. و خلاصه آن كه زبده و برگزيده علوم و معارفى كه متعلق به مرتبه الوهيت- و يا محل قابل آنها و يا احديت جمع آنها- مىباشد، در كلمه آدمى متحقق است.
(٣) اسم به اصطلاح عرفا لفظ نيست بلكه ذات است كه به اعتبار صفتى وجودى- مانند عليم و قدير و قديم- و يا به اعتبار صفتى عدمى- مانند قدوس و سلام- ناميده مىشود.
(٤) اسماء الهى عبارت است از تحقق بدانها در حضرت واحديت به واسطه فناى از رسوم خلقى و بقاى به بقاى حضرت احديت. و حقايق اسماء عبارت است از تعينات ذات و نسبتهاى آن، زيرا آنها صفاتى هستند كه به واسطه آنها اسماء- بعضى از بعض ديگر- امتياز مىيابند.