ترجمه فکوک (يا کليد اسرار فصوص الحکم قونوي ) - صدرالدین قونیوی، محمد بن اسحاق - الصفحة ١٠٠ - (١٢) فك ختم فص شعيبى
كرد خواهى دانست. به همين مقدار آگاهى بسنده كن كه هدايت خواهى يافت.
زيرا زبان اين مقام غير مقيد و داراى وسعت و گسترش عظيمى است كه اين مختصر، توان تحمل تفصيل آن را ندارد. و تنها خدا هدايت كننده است و بس.
١٥/ ١٢ و اما سرّ ديگر از دو سرّ، اختصاص به وسعت و فراخى قلب و نسبتهايش از رحمتى را دارد كه تمام أشياء را فرا گرفته و به يك صد شعبه منشعب گرديده است، همچنان كه پيغمبر صلى الله عليه و آله از آن خبر داده و من نيز به گوشهاى از آن اشاره مىكنم و سخن را با خواست الهى در اين فص با آن خاتمه مىدهم.
١٦/ ١٢ گويم: بزرگترين چيزى كه از جانب حق موصوف به سعت و فراخى مىباشد، رحمت و قلب انسانى و علم است زيرا خداوند درباره فراگيرى و وسعت رحمت فرموده: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ [اعراف/ ١٥٦: رحمت من تمام أشياء را فرا گرفته است]. درباره رحمت و علم، با هم، از زبان فرشتگان فرموده: رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً [غافر/ ٧: پروردگارا! رحمت و علم تو به همه چيز رسيده است. و درباره فراخى قلب انسان [در حديث قدسي] فرموده: نه زمينم فرايم مىگيرد و نه آسمانم، و تنها قلب بنده مؤمنم فرايم مىگيرد ...(١) تا پايان حديث. و شكى نيست كه بين وسعت و فراخى
(١). يعنى قلب آن بندهاى كه واسع عليم رحيم را فرا مىگيرد فراختر از آن در وجود از جهت طرد [: پس] نيست، و نه وسيعتر از [قلب] كسى كه از جهت عكس [: پيش] غير پروردگارش را فرا نمىگيرد و ميدان ادراك خردها جز در برابر سر اين طرد و عكس تنگى نمىكند. و اما وسعت و فراخى رحمت ذاتى و علمى، از جهت ايمان و تسليم- اگر عنايت عطايى را پذيرفتيم- مىپذيرند (حاشيه).
عراقى در لمعات گويد: ابو يزيد از سعت دايره دل خود چنين خبر داد كه، اگر عرش و صد هزار چند عرش و آن چه در اوست در گوشه دل عارف گذر يابد، عارف از آن خبر نيابد.
جنيد گفت: چگونه خبر يابد كه: المحدث إذا قورن بالقديم لم يبق له اثر ابو يزيد چون نظر در چنين دلى كند كه محدث را در او اثر نبود، همه قديم بيند لا جرم گويد: سبحانى. او در دل و دل در قبضه او كه بر زبان ترجمان اين حال چگونه مىرود.