نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٧ - بسم الله خير الاسماء
نامه ايست كه به فرزانه اى رضوان الله عليها نوشته ام :
بسم الله خير الاسماء
فرزانه فرزند فاضل و موحدم جناب شيوا خانم ولايى زادها الله تعالى القريب اليه
توقيرا پس از اهداى تحيت و سلام تصديع مى دهد كه اين بنده رانده از بارگاه قدس ربوبى و پيشگاه انس آلهى از حسن ظن آن منقطع الى الله بسيار منفعل است كه وى را از نظر پاك خطا پوشت به صواب پنداشتى و لايق مشورت با حقيقة الحقائق انگاشتى آرى پاك بين از نظر پاك به مقصود رسيد , ولى سگ داند و كفشگر كه در هميان چيست .
بى تجامل نامه شيوا و رساى سركار عالى كه كلمات آن قطرات معانى است كه از آسمان جانى روشنتر از آب زلال بسان شبنم كه بر برگ گل محمدى نشيند بر چهره كاغذى چون روى بهشتيان فرود آمد شايسته بسى تحسين و سزاوار صد گونه آفرين است . راستى اگر به گفته حكيم انورى :
هست در ديده من خوبتر از روى سفيد *** روى حرفى كه به نوك قلمت گشته سياه
عزم من بنده چنانست كه تا آخر عمر *** دارم از بهر شرف خط شريف تو نگاه
تمثل بجويم بلكه امتثال كنم گزاف نگفتم و به خلاف نرفتم . جمله حاكى از سراسر سوز و گدازى( : و از طرفى جان را به معنى واقعى اش و آنچنان كه بايد در خود احساس نمى كنم تا بتوانم در اين مورد به خصوص نيز از آن يارى طلبم) كه سراسر وجودت را فرا گرفته است آموزنده بلكه سوزاننده است و براى اين بنده هشدارى