نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٣
الحمدلله كه گفتار آقا هم مانند خود آقا عوض شد كه پا در كفش اصحاب يمين كرد , و سر در كلاه مقربين , ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء
آهى آتشين از كوره دل بركشيد كه( : شرح آلامى است كه هنوز شناخته نشده موجب عدم وصول فيض مى گردد) . آقا مى داند كه خداى شافى براى هر درد درمان آفريد . قرآن مجيد را شفاء لما فى الصدور معرفى كرد . خويش را به قرآن عرضه كند كه معيار صدق و ميزان عدل و ملاك حق و شفاى بيمارى ها است .
گفته اند كه سحر وقت مسافرت رهروان است , و نسيم آن چون دم عيسوى علاج بيماران .
وقت سفر رسيده يعنى سحر رسيده *** بيدار باش بيدار قم أيها المزمل
در مسافرت فوائد بسيار است . آب كه يكجا بماند بدبو مى شود مگر به دريا برسد تا دريا شود و بو نگيرد .
چو ماكيان به در خانه چند بينى جور *** چرا سفر نكنى چون كبوتر طيار][١]]
چون نالى ناله داشت كه( : هنوز توفيق شرفيابى حضور مبارك حضرت آقاى فلانى دست نداد) گويم منال كه :
سخن دارم ز استادم نخواهد رفت از يادم *** كه گفتا حل شود مشكل ولى آهسته آهسته
حال كه ماه ذوالقعده در پيش است رندان خدا يك اربعين به زندان مى نشينند , يعنى از اول آن تا دهم ذى الحجه اربعين كليمى دارند . و واعدنا موسى ثلاثين ليلة و أتممناها بعشرفتم ميقات ربه اربعين ليلة خواجه حافظ گويد :
سحرگه رهروى در سرزمينى *** همى گفت اين معمى با قرينى
كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف *** كه در شيشه بماند اربعينى
و پيش از وى نظامى گفته است :
جثه خود پاك تر از جان كنى *** چون كه چهل روز به زندان كنى
مرد به زندان شرف آرد بدست *** يوسف ازين روى به زندان نشست
[١]سنائى .