نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦١ - بسم الله خير الاسماء
اين مرغ ز جالها رهيده *** افتاده عجب به جالت اى دوست
رندى چو مرا بديد اينحال *** گفتا كه خوشا به حالت اى دوست
در جال فتاده اى وليكن *** پرواز دهند و بالت اى دوست
پرواز برون ز حد احصا *** آنى چو هزار سالت اى دوست
ديده به اميد اين نويدش *** دارم به ره نوالت اى دوست
در خواب روم مگر كه بينم *** با چشم دگر جمالت اى دوست
در وصف تو هر كه را كه ديدم *** مات تو بده است و لالت اى دوست
اى آن كه فرشتگان رحمت *** رسمى بود از خيالت اى دوست
اى آن كه مجره هست و بيضا *** تصوير ز خط و خالت اى دوست
اى آن كه زمين و آسمانها *** ظلى بود از ظلالت اى دوست
اى نور روان و ديدگانم *** هرگز نبود زوالت اى دوست
در آيينه دل حسن نه *** عكس رخ بى مثالت اى دوست
آه آه اگر وقتى بيدار شويم كه كاروان رفتند و خبردار شويم كه اين نبود كه ما مى پنداشتيم و بدان دلخوش بوديم .
خواجه آگاه است كه عدد اربعين در تكميل ناقصان دخلى عظيم دارد , چه در عالم اسرارى عجيب است . مثلا اولواالعزم پنج تن و اصحاب كساء پنج تن , وانگهى هر يك خامس اصحاب كساء , و نماز واجب شبانه روز در پنج وقت , آرى( الارواح جنود مجندة) .
اربعين كليمى در پيش دارى و واعدنا موسى ثلاثين ليلة و أتممناها بعشر فتم ميقات ربه اربعين ليلة . . . ][١]] به هوش باش و اين كمترين را فراموش مكن .
سعدى مگر از خرمن اقبال بزرگان *** يك خوشه ببخشند كه ما تخم نكشتيم
دل آيينه جمالنماى هو , و سفينه درياى اوست . خود را باش كه يار طبيب دردمندان است .
وه لسان الغيب چه خوش گفته است :
[١]سوره الاعراف , آيه ١٤٠ .