نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٩ - بسم الله خير الاسماء
درباب . اين راه و رسم گدايى را خود جناب دوست به ما ياد داده كه فرمود : و هو الذى جعل الليل و النهار خلفة لمن أراد أن يذكر أو أراد شكورا ][١]] سرش اين است كه جواد است و جود گدا مى خواهد .
بانگ مى آيد كه اى طالب بيا *** جود محتاج گدايان چون گدا
جود محتاج است و خواهد طالبى *** همچنانكه توبه خواهد تائبى
جود مى جويد گدايان و ضعاف *** همچو خوبان كاينه جويند صاف
روى خوبان ز آينه زيبا شود *** روى احسان از گدا پيدا شود
چون گدا آيينه جود است هان *** دم بود بر روى آيينه زيان
پس از اين فرمود حق در والضحى *** بانگ كم زن اى محمد بر گدا][٢]]
و چون جناب معشوق فرمايد : و أما السائل فلا تنهر ][٣]] خود با سائل چگونه بود ؟ عارف رومى نظما و نثرا چه خوش گفت ؟ ! نظمش آن بود و نثرش اين( : چنان كه گدا عاشق كريم است كريم هم عاشق گدا است . اگر گدا را صبر بيش بود كريم بر در او آيد , و اگر كريم را صبر بيش بود گدا بر در او آيد , اما صبر كمال گدا و نقص كريم است) .
اين بنده اگر چه هنوز در خواب خرگوشى است ولى به ظاهر در بدو بيداريش مى گفت( : الهى اگر چه درويشم ولى داراتر از من كيست كه تو داراى منى) . و پس از مدتى مى گفت( : الهى تو را دارم چه كم دارم پس چه غم دارم) . تا پس از چندى مى گفت( : الهى شكرت كه از شرق تا غرب عالم به حسن خدمت مى كنند) . اين نيز بگذشت و تا اين كه مى گفت( : الهى تاكنون مى گفتم جهان را براى ما آفريدى و الان فهميدم كه خودت هم براى مائى) . اين هم بسر آمد و اينك مى گويد ( : الهى داراتر از من كيست كه تو دارايى منى) . غرض اين كه :
خدا آن تو و تو مانده عاجز *** ز تو بيچاره تر كس ديد هرگز][٤]]
[١]سوره فرقان , آيه ٦٤ .
[٢]مثنوى ملاى رومى .
[٣]سوره و الضحى , آيه ١١ .
[٤]گلشن راز شبسترى .