نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٤٠
دوازده گانه علامه قيصرى بر شرح فصوص شيخ اكبر است .
٥٥ شرح فصوص محيى الدين به فارسى يكدوره كامل آن .
٥٦ رساله انه الحق .
٥٧ نهج الولايه .
٥٨ وحدت از ديدگاه عارف و حكيم .
٥٩ سى فصل در معرفت وقت و قبله .
٦٠ شرح باب توحيد حديقه سنائى غزنوى , و شرح ابياتى از غزليات خواجه حافظ , و حواشى بر شرح نيشابورى بر مجسطى و رسائل و جزوات و تعليقات ديگر كه حاجت به ذكر آنها نيست چنانكه حاجت به ذكر آنچه هم گفته ايم نبود .
در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى كه در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف ايام در اسم و فعل و حرف بودم , و محو در فرا گرفتن صرف و نحو , در سحر خيزى و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم , در رؤياى مبارك سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل كرده ام و به زيارت جمال دل آراى ولى الله اعظم ثامن الحجج على بن موسى الرضا عليه و على آبائه و ابنائه آلاف التحية و الثناء نائل شده ام .
در آن ليله مباركه قبل از آنكه به حضور باهر النور امام عليه السلام مشرف شوم مرا به مسجدى بردند كه در آن مزار حبيبى از احباء الله بود و به من فرمودند در كنار اين تربت دو ركعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه كه برآورده است , من از روى عشق و علاقه مفرطى كه به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم .
سپس به پيشگاه والاى امام هشتم سلطان دين رضا روحى لتربته الفداء و خاك درش تاج سرم رسيدم و عرض ادب نمودم بدون اينكه سخنى بگويم امام كه آگاه به سر من بود و اشتياق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصيل آب حيات علم مى دانست فرمود نزديك بيا , نزديك رفتم و چشم بروى امام گشودم ديدم با دهانش آب دهانش را جمع كرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود كه بنوش , امام