نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٤ - غزل آفتاب عشق
هنديان را اصطلاح هند مدح *** سنديان را اصطلاح سند مدح
چار تكبير در لسان اهل الله اشارت به يكى از مطالب عرفانى دارد كه بازگو خواهيم كرد .
اما اين اصطلاح اعنى بكار بردن چار تكبير در ترك از چه زمانى رائج شده است كاوش بسيار مى خواهد اين زمان بگذار تا وقت دگر .
چار تكبير در اصطلاح عارفان :
كبرياى حرم حسن تو چون روى نمود *** چار تكبير زديم از همه بيزار شديم
اهل كشف و شهود اعنى سلسله جليله عارفان بالله از چهار تكبير چهار مرحله سير و سلوك سالك را اراده كنند كه آنها را چار مرحله فنا نيز گويند , كه هم دلالت بر معنى اصطلاحى اولى آن كه ترك چيزى گفتن است دارد و هم نازك كاريهايى كه اين طايفه در فن خود بكار دارند . مثلا حافظ گويد :
راستى خاتم فيروزه بو اسحاقى *** خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود
بو اسحاقى كان فيروزه است در نيشابور منسوب به بو اسحاق . در مخزن الادويه گويد : فيروزه سنگى است رنگ آن مركب از زرقت و خضرت به رنگ آسمان و معدن آن نيشابور و خجند و كرمان و آذربايجان و جبال فارس از نواحى شيراز و در جبال بهتنت نيز مى شود و بهترين همه نيشابورى كهنه بزرگ رنگ صاف يكسان است كه در صفاى هوا صاف و در كدورت آن كدر گردد كه ابو اسحاقى نامند , الخ . و در عين حال مضمون شعر : اشاره است به سريع الزوال بودن دولت امير شيخ ابو اسحاق كه پادشاه ممالك فارس و ممدوح خواجه حافظ بود كه بعد از سلطان ابو سعيد بهادر خان بر ممالك فارس مسلط شد و چند روزى سكه به نام او زده شد و در عرصه اى قليل دولت او از دست آل مظفر مستأصل گشت كه خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود و به حكم مبارزالدين ابن مظفر كشته شد .
و همچنين اين بيت ديگر حافظ :