نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧١ - بسم الله خير الاسماء
نامه ايست كه براى دوستى فرستاده ايم :
بسم الله الشافى
خدا را از طبيب من بپرسيد *** كه آخر كى شود اين ناتوان به
( صبحكم الله بالخير و السعادة و كتب عليكم الرحمة) . آقاى عزيز انسان آنست كه با عالم قدس أنس دارد , وگرنه چو بهائم به چرا آمده است . حال كه در طليعه اين فرخنده نامه از قدس و انس نام برده شد از وحشى قدس سره نيز يادى شود :
غرض گر آشنائى هاى جانست *** چه غم گر صد بيابان در ميان است
كه مجنون خواه در حى خواه در دشت *** به جولانگاه ليلى مى كند گشت
گرچه مثل راقم و تنظيم دستورالعمل يا تقديم پند و اندرز چنان است كه شاعر گفته است :
و غير تقى يأمر الناس بالتقى *** طبيب يداوى الناس و هو عليل
يعنى ناپرهيزكارى كه مردم را به پرهيزكارى فرمايد پزشكى است كه بيماران را درمان كند و خود بيمار است . ولى به قول ديگرى :
اعمل بعلمى و لا تنظر الى عملى *** ينفعك علمى و لا يضررك تقصيرى
يعنى به دانشم كاربند و به كردارم منگر كه دانشم سودت دهد و گناهم زيانت