نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٥ - بسم الله خير الاسماء
بسم الله خير الاسماء
شگفتا كه دوست اكبرم اصغر است , اصغرى كه در لقب مشابه خضر پيغمبر است . آرى بايد اصغر بود تا اكبر شد , افتادگى آموز اگر طالب فيضى . مازندرانى گويد : تا كچيكى نكنى گت نبونى . اميدوارم كه گت تر بووى . بارى اين ناچيز به نوبت خود بسيار به ياد آن جناب است تا حساب او با ما چگونه باشد , چه خوش بى مهربانى هر دو سر بى اگر چه طرفين هر دو مجنونند .
چندى است كه از بافته هاى اين نايافته نپوشيدى و از گفته هاى اين ناپخته نيوشيدى بسم الله :
مينو است يكى سايه روى تو نگارا *** خوبان همه يك پرتو خوى تو نگارا
افرشته و خورشيد و مه و نجم تو يكسر *** دارند هواى سر كوى تو نگارا
گر شمع فروزان شبستان توام *** گر بلبل شوريده بستان توام
گر شير خروشان نيستان توام *** گريان تو نالان تو خواهان توام
باز دلم آمده در پيچ و تاب *** انقلب ينقلب انقلاب
همچو گياه لب آب روان *** اضطرب يضطرب اضطراب
آتش عشقست كه در اصل و فرع *** التهب يلتهب التهاب