نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٦ - غزل آفتاب عشق
كه به توحيد ذات و صفات و افعال مى رسد و اين مراحل سه گانه را مراحل فنا نيز گويند و بعد از آن فناى در فناء نيز مرحله ايست نظير اين بيت :
بر كلاه فقر مى بايد سه ترك *** ترك دنيا ترك عقبى ترك ترك
و گاهى از اين مراحل چهارگانه تعبير به اسفار اربعه نيز مى نمايند . مرحوم دارابى در رساله اى كه در شرح اشعار حافظ نوشته است و يك نسخه خطى آن در كتابخانه محقر اين حقير موجود است در شرح شعر مورد نظر فرمايد :
([ وضو ساختن از لوث انانيت بالمرة پاك شدن است و چار تكبير عبارت از چار فنا است كه فناى آثارى و فناى افعالى و فناى صفاتى و فناى ذاتى باشد . فناى آثارى اين است كه سالك آثار همه موجودات را در آثار وجود حقيقى محو و مضمحل داند چنانكه به غير آثار او آثارى نبيند( . و على هذا القياس فناى افعالى و صفاتى و ذاتى) . مى فرمايد كه من هماندم كه از كدورات و شوائب هستى و انانيت و ظلمات غواشى جسمانيت برآمدم اين مراتب چهارگانه كه بمنزله اسفار اربعه است براى من حاصل شد و تفصيل اين مراتب را لسان الغيب در غزل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند تا آخر فرموده است . پايان گفتار دارابى قدس سره .
بيان مرحوم دارابى نيز وجهى بسيار وجيه و بر مبناى محكم عرفان سخت استوار است و به خصوص اشارت به اينكه غزل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند تفصيل آن مراتب است خيلى جالب است رحمة الله عليه .
تبصره : از آنچه در پدايش چار تكبير و كنايه بودن آن از ترك چيزى گفته ايم بايد توجه داشت كه مراحل چهارگانه را و يا به تعبير ديگر ما سواى موهوم را بمنزله مرده اى پنداشتند و آن را ترك گفتند تا به حى بالذات بلكه به حيوة محض رسيدند . و آنچه را مرده بايد پنداشت چنانكه گفتيم پرده هاى پندار است نه مرتبه اى از اعيان وجودات و شأنى از شئون هستى زيرا اعيان وجودات همه شئون ذاتيه حق اند .
مجموعه كون را به آيين سبق *** كرديم تصفح ورقا بعد ورق