نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٦ - بسم الله خير الاسماء
نصيب اين سرازاد آن سرا گرفتن است .
هر چه بود بر خواجه بگذشت و گذشته هايش نگذشت كه هم اكنون يوم الجمع خود است . بنگر در خويشتن چه گرد آورده اى ( , حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا) . حبيبا در شعاع نور ولايت ,
صمت و جوع و سهر و خلوت و ذكر به دوام *** ناتمامان جهان را كند اين پنج تمام
صمت خاموشى است و جوع گرسنگى و شهر بيدارى و خلوت گوشه گيرى و ذكر به دوام هميشه به ياد حق بودن . در چهار اول( خير الامور أوسطها) و در پنجمى خوشا آنان كه دائم در نمازند الذين يذكرون الله قياما و قعودا و على جنوبهم ][١]] الذين هم على صلاتهم دائمون ][٢]] آقاى من بيا دامى بنه گر دانه دارى . خود را باش و دنيا را نكوهش مكن . آگاه باش تا خود را تباه نكنى . حيف است كه به كاهلى بنشينى . شنيدى كه :
هر كه را نبود طلب مردار اوست *** زنده نبود صورت ديوار اوست
مى دانى كه دل تا شكسته نشد بيت المعمور نمى گردد . و اين شكسته از صد هزار درست بيشتر ارزد بلكه به بها در نمى آيد زيرا كه بهاى آن خداى تعالى است . گنج غمش را دل بشكسته ببايد و اين گنج را هركس نيابد و در دست هركس نپايد .
جامى غم دوست را به عالم ندهى *** با هر كه نه دوست شرح اين غم ندهى
مرغ غم او به حيله شد ما را رام *** خاموش كه مرغ رام را رم ندهى
رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود( : اكثر صياح أهل النار من سوف) يعنى بيشتر فرياد دوزخيان از( پس از اين) گفتن و( فردا فردا كردن) است . به بيمار بيدارى گفتند ما را اندرزى ده . گفت : شما را از( سوف) بيم مى دهم .
حافظا تكيه بر ايام چو سهو است و خطا *** من چرا عشرت امروز به فردا فكنم
[١]سوره آل عمران , آيه ١٩٢ .
[٢]المعارج ٢٤ .