نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٣٢ - غزل آفتاب عشق
ما يتقبل الله الا منك و من اصحابك خاصة قال ثم مسح يده على وجهى فنظرت فاذا اكثر الناس خنازير و حمر و قردة الا رجل بعد رجل]( .
از امام عليه السلام مى پرسد فضل ما بر مخالف ما چيست كه سوگند به خدا مرد را ( مخالف را ) مى بينم دل آسوده تر و مالدارتر و خوش زندگى تر و نيكو حال تر و به بهشت آزمندتر است ؟ امام عليه السلام در پاسخ خاموشى گزيد تا به سرزمين ابطح رسيديم مردم را ديدم كه ناله و زاريشان بسوى خداوند بلند است , امام به من فرمود اى ابا محمد آيا مى شنوى آنچه را من مى شنوم ؟ گفتم ضجه مردم را بسوى خداوند مى شنوم , امام عليه السلام فرمود : ناله و زارى كننده و بانگ و فرياد برآر نده به تلبيه چه بسيارند و حاج چه كم سوگند به آن كسى كه محمد صلى الله عليه و آله را به پيغمبرى برانگيخت و روح او را بسوى بهشت شتافتن فرمود , خداوند نمى پذيرد مگر فقط از تو و از ياران تو . پس گفت : امام عليه السلام دست بر رويم ماليد و نگاه كردم ديدم بيشتر مردم خوك و درازگوش و بوزينه اند مگر مردى پس از مردى .
الحمدلله كه سركار عالى در درياى نور ولايت مستغرقى .
چه بسا مردمى كه از اين سفر فقط شهرت و عنوان كسب كرده اند و دست آويزى براى اغراض دنيوى بدست آورده اند اين فرقه( اثمهم اكبر من نفعهم اعاذنا الله الحفيظ منهم) مثل آنان چنانست كه عربى را گفتند وقتى كه برادر تو وفات يافت براى زن خود چه ميراث گذاشت ؟ گفت چهار ماه و ده روز عده وفات .
كتاب توحيد جناب ثقة المحدثين صدوق رضوان الله تعالى عليه مكرر به طبع رسيده است از آن جمله در سنه هزار و دويست و هشتاد و پنج هجرى قمرى در ايران به خط محمد رسول اسكوئى با ضميمه حديثى بعد از ختم كتاب توحيد چاپ شده است . اين حديث ضميمه در ديگر مسفورات مخطوطه نيز به نظر رسيده است اگر توفيق رفيق گردد و مجال و فرصت دست دهد بايد در پيرامون آن از جوامع روايى فحص شود . مضمون آن بسيار عالى و سرمشق نويسندگان و سرايندگان به نثر و نظم اسرار حج است و ما اينك به ترجمه آن اكتفاء مى كنيم :
شبلى به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج به حضور امام