نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٤٦ - بسم الله كلمة المعتصمين
الهى همه برهان توحيد خواهند و حسن دليل تكثير .
الهى در ذات خود متحيرم تا چه رسد در ذات تو .
الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى .
الهى دندان دادى نان دادى جان دادى جانان بده .
الهى گويند كه بعد سوز و گداز آورد حسن را به قرب سوز و گداز ده .
الهى اگر ستارالعيوب نبودى ما از رسوايى چه مى كرديم .
الهى مست تو را حد نيست ولى ديوانه ات سنگ بسيار خورد حسن مست و ديوانه تست .
الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم .
الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شيفته مسمى را از اسم چه اثر .
الهى هر چه بيشتر فكر مى كنم دورتر مى شوم .
الهى از كودكان چيزها آموختم لا جرم كودكى پيش گرفتم .
الهى نهر بحر نگردد ولى تواند با وى پيوندد .
الهى فرزانه تر از ديوانه تو كيست .
الهى شكرت كه اين تهيدست پا بست تو شد .
الهى كودكان سرگرم بازيند مگر كلانسالان در چه كارند .
الهى شكرت كه حقير و فقير شدم نه امير و وزير .
الهى دست با ادب دراز است و پاى بى ادب( يا باسط اليدين بالرحمة خذبيدى ) .
الهى آزمودم تا شكم دائر است دل بائر است( يا من يحيى الارض الميته) دل دائرم ده .
الهى همه از تو دوا خواهند و حسن از تو درد .
الهى همه آرامش خواهند و حسن بى تابى , همه سامان خواهند و حسن بى سامانى .
الهى اگرچه درويشم ولى داراتر از من كيست كه تو دارايى منى .
الهى به لطف خود دنيا را از من گرفته اى به كرم خود آخرت را هم از من بگير .