نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧٥ - بسم الله خير الاسماء
نامه ايست كه به ساحت دوستى ارسال داشته ايم :
بسم الله كلمة المعتصمين و مقالة المتحرزين
سعادت سرورم با دوام همسر و با خلود توأم بادا يعنى حدقه چشمش به ديدار دوست روشن و حديقه دلش به ياد وى خرم بادا .
مدتى است كه از حال سركار عالى بى خبرم , نمى دانم آيا با غم يار شادى يا نه ؟ آيا به ياد او از هر دو جهان آزادى يا نه ؟
اگر از اين داعى تفقدى فرماييد به عرض مى رساند :
گهى چون چشم او دارم سر خوش *** گهى چون زلف او باشم مشوش
گهى از خوى خود در گلخنم من *** گهى از روى او در گلشنم من][١]]
خواجه را بيش از پيش بيدارى بايد كه وقتى چندان نمانده است , چه اگر به مثل صد سال زندگى كند نسبت به ابد يك آن بلكه كمتر از آن است , بلكه نسبت خطا است چه نسبت در ميان دو چيز متجانس است و اين دنيا است و آن عقبى , اين كجا و آن كجا .
بايد بيشتر به فكر بنشيند و به نماز برخيزد . دنيا را به اهل دنيا واگذارد و نصيب خود را فراموش نكند . خداى تعالى فرمود : و لا تنس نصيبك من الدنيا ][٢]]
[١]آخر گلشن راز .
[٢]سوره القصص , آيه ٧٨ .