نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٢ - غزل آفتاب عشق
اول توحيد عام است و آن را توحيد تصديقى گويند كه عوام تصديق كرده اند كه آفريدگار يك است و يگانه است , الخ .
توحيد ثانى توحيد اهل استدلال است كه علماء به دليل عقلى بعد از ايمان انواع علوم را با يكديگر تطبيق و توفيق دهند و به معارضه و مجادله مقدمات نقليه و برهانات عقليه اثبات كنند كه صانع عالم جز يكى نمى باشد , الخ .
اما مرتبه سيم كه توحيد اهل كشف است و اين آنست كه سالكان بعد از توحيد اول و ثانى به تحليه مشغول گردند و در لقمات احتياط بجاى آرند و ترك لذات و شهوات نفسانى بگويند و روى از شهادت انفس و آفاق بگردانند و متوجه غيب آفاق و انفس گردند و چهار تكبير بر سر شش جهت عالم گويند و خلوت و عزلت و دوام طهارت و مواظبت ذكر را شعار خود سازند چندانكه آبگينه وجود ايشان از غبار كثافت پاك گردد و عكس پذير شود و نقوش اسرار ملك و ملكوت در آن ظاهر گردد و نداى و اذا شئنا بدلنا امثالهم تبديلا در رسد و خطاب قل جاء الحق و زهق الباطل در ملكوت اندازند و از ملكوت اسفل به ملكوت اعلى ترقى نمايند پس بعين اليقين معنى اين آيت را بينند كه سبحان الذى بيده ملكوت كل شى و اليه ترجعون و سر عرف ربه او را روى نمايد , الخ . غرض اينكه در اين عبارت آورده است : چهار تكبير بر سر شش جهت عالم گويند . و در فرهنگ دهخدا][١]] نيز از بدايع الازمان نقل شده است كه : چار تكبير بر آن حضرت كرد و عنان عزيمت بر صوب غور و غزنين گردانيد . استعمال اين كلمه در نظم و نثر سخنوران پيش از حافظ نيز متداول بود , مثلا انورى گويد :
رغبتش رغم كان و دريا را *** چار تكبير كرده و سه طلاق
و سنايى گويد :
سه شراب حقيقتى بخوريم *** چار تكبير بر مجاز زنيم
و نظامى گويد :
اتابك ايلدگز شاه جهانگير *** كه زد بر هفت كشور چار تكبير
[١]ص ١٠٩ .