نامه ها و برنامه ها - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٥ - بسم الله خير الاسماء
همه را در گنجينه سرش و عيبه غيبش درج مى كند درست بنگر تا به حقيقت كريمه لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم ][١]] برسى .
٩ بينشم از تن نيست كه ديگر جانوران و رستنى ها و هرچه را آخشيج است در آن انبازند , از روانى است كه از آن من است پس نه تن جاى روان است و نه روان جاى تن وگرنه در اندازه او بودى و دانستى كه نيست , تن بر خاك است و روان بر فراز خاك . اين سخن كوتاه در نزد دانا بسيار بلند است .
١٠ از خاموشى گفتار زايد و از انديشه كردار .
١١ آنچه در احوال و اطوار سالك در خواب و بيدارى عائدش مى شود ميوه هايى است كه از كمون شجره وجودش بروز مى كند .
١٢ گرسنگى و تشنگى دائند و غذا و آب دوا , دوا را تا چه اندازه بايد خورد .
اين چند جمله نيز از الهى نامه ام به حضور آن مولاى الهيم تقديم مى شود :
١ الهى روزگارى به پندار خامم تو را به آواز بلند مى خواندم اكنون از آن استغفار مى كنم كه اذنادى ربه نداء خفيا .
٢ الهى كدام بيشرمى از اين بيشتر كه بنده در حضور مولايش بى ادبى كند .
٣ الهى محاسن حسن به بياض مائل شد , وجه قلبش را نورانى كن كه از يوم تبيض وجوه و تسود وجوه انديشه دارد][٢]] .
٤ الهى اين همه خواب و بيداريم رب ارجعون گفتن بود و از جناب شما پذيرفتن , ديگر به چه رو رب ارجعون گويم كه هنگام انا اليه راجعون است .
٥ الهى جمعى از تو ترسند و خلقى از مرگ و حسن از خود .
٦ الهى چون از تو پرسم دانايان كليد سرگردانيم دهند كه در دل است خود دل در كجا است .
اين غزل شرر عشق هم از ديوانم به حضرت عالى پيشكش مى شود :
[١]سوره مائده , آيه ٦٧ .
[٢]سوره آل عمران , آيه ١٠٢ .