رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥١ - فصل سوم در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا , و در آن چهار تبصره است
ترا زينت بود نام الهى *** به از اين تاج كرمنا چه خواهى
عزيز من حيات تو الهى است *** كه عقل و نقل دو عدل گواهى است
طبيعت بر حياتت گشت حاكم *** نباشد جز تو بر نفس تو ظالم
بيا نفس پليدت را ادب كن *** حيات خود الهى را طلب كن
تبصره : الفاظى كه ذكر در ضمن آن متحقق است بسيار است , نهايتش ارباب حال كلمه لا اله الا الله را اختيار كرده اند بنابر چند وجه : از آن جمله يكى آنست كه حروف آن از حروف اشرف اسماء كه لفظ الله است تركيب يافته و حروف بيگانه در ميان نيامده .
دوم ذكر خفى كه ايشان را نهايت اهتمام به شان آن هست در ضمن آن بيشتر متحقق مى شود , چه در حروف آن حرف شفوى كه محتاج به حركت لب باشد نيست , و مى توان در ميان مردم بر وجهى به آن قيام نمود كه كسى را اطلاع حاصل نشود بخلاف اذكار ديگر مثل سبحان الله و الحمد لله والله اكبر و امثال آن كه نه بر اين وجه است .
سوم آنكه اشتمال آن به حرف الف كه اشرف حروف تهجى است و قوام جميع حروف به اوست چنانچه هيولاى حروفش گفته اند و در ميان حروف او را قطب مى گويند , بيشتر است از سايرين .
چهارم آنكه اشتغال به آن باعث در آمدن به حصن الهى است و رستگارى از عذاب او كه لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى . و وجوه ديگر نيز گفته اند .
شيرين تر اينكه , مؤيدين جندى در شرح فص شيثى( فصوص الحكم) در بيان مراتب توحيد گويد([ : ان العامه من اهل الله يرون التوحيد و هو سته وثلاثون مقاما كليا نطق بها القرآن فى مواضع عده فيها ذكر لا اله الا الله فى كل موضع منها نعت مقام من مقامات التوحيد( شرح جندى بر فصوص) ص ٢٦٠ و( مصباح الانس) ص ١٩٥ ) . ( ١٢٤ )