رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٩ - فصل هفتم در احتراز از دعاى ملحون است و در آن دو تبصره است
ملحون نباشد . آيا ماجراى مرد نحوى را در كشتى با كشتيبان كه عارف رومى در مجلد اول( مثنوى) آورده است شنيده اى ؟ :
آن يكى نحوى به كشتى در نشست *** رو به كشتيبان نمود آن خود پرست
گفت هيچ از نحو خواندى گفت لا *** گفت نيم عمر تو شد بر فنا
دل شكسته گشت كشتيبان ز تاب *** ليك آندم گشت خاموش از جواب
باد كشتى را به گردابى فكند *** گفت كشتيبان بدان نحوى بلند
هيچ دانى آشنا كردن بگو *** گفت نى از من تو سباحى مجو
گفت كل عمرت اى نحوى فناست *** زانكه كشتى غرق در گردابهاست
در عين حال بايد سعى شود كه قرآن كريم و ادعيه اعم از ماثور و غير ماثور صحيح قرائت شود . فى الكافى عن ابى عبدالله عليه السلام قال : اعرب القرآن فانه عربى ( ١٥٠ ) ( ص ٤٥٠ج ٢ معرب ) . و مع ذلك فاقراوا ما تيسر من القرآن ( المزمل : ٢١ ) . ( ١٥١ ) تدبر تر شد ان شاء الله تعالى .
تبصره : روايت ذكات جنين , صحيح آن اين است كه ذكات دوم مرفوع و خبر اول است كه ذكاه جنين همان ذكاه ام او است بلى اگر جنين زنده خارج شود بايد او را نحر يا ذبح كرد . و شقوق بحث آن موكول به كتب فقهى است و روايات مربوط به آن در سماء و عالم( بحار) و اقوال طائفه اى از علماء نقل شده است ( ج ١٤ ط ١ ص ٨١٨ ) . ورود بحث در آن سبب خروج از موضوع رساله مى شود . مرحوم مجلسى در همين مورد بعد از نقل اخبار گويد([ : واعلم ان المقطوع به فى كلام الاصحاب ان تذكيه الام تكفى لتذكيه الجنين وحله اذا تمت خلقته و اشعر و اوبر . و الحكم فى الاخبار مختلف ففى بعضها منوط بتمام الخلقه , و فى بعضها بالشعروا لوبر , و فى بعضها بالشعر , و فى بعضها بتمام الخلقه و الشعر و كان بينها تلازم فيحصل الجمع بين الجميع كما قال فى( س) : و من تمام الخلقه الشعر و الوبر ,