رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٢ - فصل ششم در بيان طهارت داعى است
فصل ششم در بيان طهارت داعى
شرط بسيار مهم تاثير اذكار و ادعيه و اوراد و نظائرها طهارت انسانست كه صرف لقلقه لسان سودى نبخشد . بلكه مبادا موجب قساوت و بعد هم بشود زيرا كه ذكر عارى از فكر است يعنى قلب بى حضور است , و قلب بى حضور چراغ بى نور است و شخص بى نور از ادراك حقايق دور است . و مثل ذكر بى حضور مثل كورى است كه در دست او مشعل نور است .
در اين بيان رساى محقق خواجه نصير الدين طوسى در شرح فصل هشتم نمط نهم( اشارات) شيخ رئيس كه در مقامات عارفين است دقت شود كه گويد( : ان العباده تجعل البدن بكليته متابعا للنفس , فان كانت النفس مع ذلك متوجهه الى جناب الحق بالفكر صار الانسان بكليته مقبلا على الحق و الا فصارت العباده سببا للشقاوه كما قال عزوجل : فويل للمصلين الذين هم عن صلوتهم ساهون) . ( ١٣٩ )
ببايد بود دائم در حضورش *** كه تا بينى تجليهاى نورش
حضورى را فؤاد مستهام است *** حضورى را مقام لا مقام است
اين كمترين بحث از طهارت و مراتب آن را در رساله( وحدت از ديدگاه عارف و حكيم) به تفصيل تحرير كرده است بدانجا رجوع شود ( ١٤٠ ) ( ص ٤١ ٤٦ ط ١ ) .
بطور اجمال بدان كه گناه را مراتب است از گناه پيش پا افتاده چون سرقت و كذب تا انسان به جايى مى رسد كه عبادتش را گناه مى بيند و بعد خودش را كه