رساله نور علي نور در ذکر و ذاکر و مذکور - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٦٠ - توضيح صد و شصت و يكم در بيان اصل هشام بن سالم و حديث من بلغ
١٦٤ منزه است , ملكوت هر چيزى بدست اوست و همه بسوى او بازگردانده مى شويد .
١٦٥ در واقع , حقيقت هر چيزى پرتو حقيقت اوست .
١٦٦ نور ما از نور پروردگارمان برخاسته همانگونه كه پرتو خورشيد از خورشيد .
١٦٧ بدرستى كه اتصال و پيوستگى روح مؤمن به روح خداوند از اتصال پرتو خورشيد به خورشيد شديدتر است .
١٦٨ از آسمان آبى فرستاد و هر رودخانه به اندازه خود جارى شد .
١٦٩ مطالب اين نكته در شماره ١٣١ آمده است .
١٧٠ من گنجى بودم پنهان , دوست داشتم كه شناخته شوم . . .
١٧١ حركتى كه عبارت است از وجود جهان , حركتى است كه برپايه عشق استوار است . و بتحقيق رسول خدا صلى الله عليه و آله با فرمايش( كنت كنزا مخفيا . . . ) بر اين مطلب آگاهمان گردانيد . پس به فرض محال اگر چنين عشقى در كار نبود جهان هم در صحنه وجود ظاهر نمى گشت . بنابراين حركت جهان از سر حد عدم تا به اقليم وجود , همسان حركت عشق آفريدگار جهان است .
١٧٢ سير يعنى به حالات پياپى متلبس شدن .
١٧٣ امام صادق عليه السلام فرمود : يك بار . جهت حاجتى ندا در دادم و گفتم( يا الله) پس او فرمود : لبيك , و من حاجت خود از ياد ببردم , زيرا لبيك گفتن خداوند با اقبال وى بر بنده اش از آنچه كه بنده از او مى خواهد بزرگتر است , گرچه آن خواسته , بهشت و نعمتهاى جاويدان آن باشد . اما مطلب ياد شده را جز دانايان , بندگان , عاشقان , آشنايان كه برگزيدگان و خواص خدايند , كسى ديگر ادراك نمى كند .
١٧٤ از آن خداست نيكوترين نامها , بدان نامهايش بخوانيد .
١٧٥ رساله مذكور به نام( كلمه عليا در توقيفيت اسماء) است , به باب ششم آن در موضوع مزبور رجوع شود .
١٧٦ مگر بندگان مخلص خدا , كه آنها راست رزقى معين , از ميوه ها و گرامى داشتگانند