انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١١ - تخطئه وتصويب
طلب مي کند؛ در حالي که اين چنين نيست؛ زيرا حجيت مسائل عقلي، به لحاظ منتهي شدن آن به بديهيات است.
تقريبي ديگر براي عصمت عقل اين است:
١ ـ مقصود از عقل در اين تقريب، نيروي خاص و شأن مخصوص نفس انساني نيست که از تجرّد سهم قابل اعتنايي دارد؛ بلکه منظور خصوص برهان عقلي است که از مقدمات مخصوص به نتيجه معين مي رسد.
٢ ـ رابطه بين مقدمات و نتيجه، رابطه مستقيم و ضروري است که نه اختلاف پذير است و نه تخلّف پذير.
٣ ـ صراط مستقيم، از زلّت تخلّف، معصوم و از لغزش اختلاف، منزّه است؛ زيرا هيچ گاه با حفظ مبادي مفروض و مقدّمات مخصوص، بدون نتيجه نبوده يا به نتيجه مخالف نتيجه رسمي خود، منتهي نمي شود.
٤ ـ عاقل و مبرهن که سالک اين راه است، گاهي مي لغزد و خطا مي کند و گاهي به مقصد مي رسد. بنابراين، مي توان گفت که راه، معصوم است؛ گرچه رونده آن معصوم نيست.
٥ ـ وحي الهي و گيرنده آن، معصوم است. از اين رو، پيامبر با ساير افراد صاحب نظر و اهل استدلال، فرق جوهري و روشن خواهد داشت.
تخطئه و تصويب
آنچه تاکنون گفته شد، اين بود که کتاب و سنت و عقل ناب معصومند؛ اما مجتهداني که از آيات يا سنت و روايات معصومين عليهم السّلام استنباط مي کنند و نيز متفکران عقلي، آنچه را از منبع عقل استنباط مي کنند، گاهي مُصيبند و به حق مي رسند و گاهي مُخـْطِي و به حق نمي رسند؛ وگرنه عقل همانند نقل، جز هدايت چيز ديگر ندارد.