انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٢ - علت حجيت بديهيات
به بيان ديگر، ناقلاني که از علوم نقلي طرفي مي بندند و عاقلاني که از علوم عقلي استنباط مي کنند، دو گروهند؛ گروهي در کَنـْدوکاو خود، به واقع مي رسند و حتي گروهي در کَنـْدوکاو، به واقع نايل نمي شوند؛ يعني آنچه را که مجتهدان در نقل و عقل، با کندوکاو از درون نقل و عقل بيرون مي آورند، گاهي به مقصد مي رسند و گاهي بيراهه مي روند؛ گاهي با استنباط از منابع اثباتي، حقايق صاف نصيب آنان مي شود و گاهي حقايق مشوب عايد آن ها مي گردد؛ مانند آبي که به وسيله مستنبط، آن را از چاه استخراج و آب مستور را مشهود مي کنند که گاهي در اثر مهارت تام و مراعات کامل، آب صاف در اختيار انسان قرار مي گيرد و گاهي در اثر غفلت و ذهول، آب گل آلود و مشوب. کوثر وحي و چشمه سار الهام الهي که هماره منبع جوشش آب زلال است، در تمام زمان و زمين، شفاف و معصوم از تيرگي و مصون از ناصافي است؛ ولي مجتهد و مفسّري که به حضور او مي رود، گاهي در تحصيل معارف، کما ل احتياط و تخصص را به همراه دارد و به آب صاف و رأي صائب مي رسد و زماني نيز در اثر ذهول از برخي شرايط علمي يا عملي، دستاوردي جز آب گل آلود و رأي خطا ندارد. بنابراين، تصويبِ مطلق باطل است.
علت حجيت بديهيات
روشن شد که مبناي فرقه «مخطئه»، حق و مبناي فرقه «مصوّبه»، باطل است و نيز تخطئه، حق است و تصويب باطل. همچنين آنچه که با برهان عقلي يقيني حاصل مي شود، حجّت است؛ ليکن عمده آن است که بدانيم چرا بديهيات حجّتند؟ بعضي گفته اند: حجّيت بديهي، براي آن است که انسان مطلب بديهي را مي فهمد و از تصديق نقيض آن عاجز است؛ يعني وقتي براي او ثابت شد که فلان چيز موجود است، ديگر نمي تواند تصديق کند که نقيض آن هم هست. به بيان ديگر، امور بديهي و امور نظري منتهي به بديهي، چون ما يقين آور است، حجّت است و