انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٤ - ششم اسلام و محيط زيست
سبز و آب روان است، معلوم مي شود که ايجاد و حفظ بوستان و گلستان و پارک سبز و روان ساختن جوي صاف، مطلوب اسلام است؛ نه در تحصيل آن کوتاهي رواست و نه در حراست آن، قصور سزاست و نه در نگهداري منابع طبيعي و مراتع و مزارع گل و گياه، فتور به جاست.
اگر فضاي سبز با زرع يا غرس خوشه يا شاخه ثمر بخش همراه است، خير مضاعف محسوب مي شود. رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلّم غرس درخت ميوه را صدقه ثواب آور دانست و در تشويق آن، چنين فرمود: ¦«من غرس غرساً لم يأکل منه آدميٌ و لاخلقٌ من خلق الله إلاّ کان له صدقةً»¦. ١ گستره فيض خدا باعث شد که ثواب صدقه دادن از راه زرع يا غرس درخت بارآور، ختصاصي به بهره برداري بشر نداشته باشد؛ بلکه اگر هر مخلوقي اعم از حيوان يا انسان از آن استفاده کند، عنوان صدقه بر آن منطبق خواهد شد؛ چنان که از آن حضرت صلي الله عليه و اله و سلّم چنين مأثور است: ¦«من زرع زرعاً فأکل منه طيرٌ کان له صدقةً»¦. ٢
لازم است به اين نکته فاخر عنايت شود که ارزش فضاي سبز و تأمين آن با زرع يا غرس، اختصاصي به مورد اميدواري زارع يا غارس از بهره وري شخصي ندارد؛ بلکه در موردي هم که کشاورز يا باغ دار، اميدي به حيات خود ندارد و از بهره مندي شخصي نااميد است، دستو اسلام به تحصيل فضاي سبز محفوظ است. لذا، دو نمونه از احاديث مربوط به ترغيب به زرع و غرس ارائه مي شود که در يکي اميد، حاکم است و در ديگري اميدْ محکوم؛ آن مورد اميد است: از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلّم رسيده است: ¦«إنّما الامل رحمةٌ من الله لامتّي، لولا الامل ما أرضعت أمٌ ولداً و لاغرس غارسٌ شجراً»؛ ٣ يعني آرزوي معقول، رحمت خداست که نصيب امّت
١. نهج الفصاحة، ج ٢، ص ٥٦٣.
[٢] همان، ج ١، ص ٤٣٥.
[٣] همان، ج ٢، ص ٧١٣.