انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١ - سخن ناشر
اسلام، كليد معمّاى سياسى فرهنگى و اجتماعى روزگار ماست؛ مشروط بر اين كه تفسيرهاى دلخواسته و تبيين هاى انحرافي اين عصر را رها كرده، تمام توجّه را به منبع لايزال وحي الهى معطوف داريم.
بشر، گرچه نيازها، انتظارات و مطالبات فراوان و جدّي نسبت به دين دارد، ليكن بسيارى از نيازها و خواسته هاى فطرى يا غير فطرى او كه شكل معيّن پيدا نكرده، در آموزه هاى ديني شكوفا و شناخته مي شود. انسان متوهّم مي پندارد که مي تواند مستقلاً و تنها با تکيه بر عقل خود بنياد، بر همه حيثيت ها و جهات وجوديش فائق آيد و با تكيه بر آراي عمومي و ايجاد افكار عمومي يا حاكميت اكثريت يا بنيان كردن امور بر اساس و محوريت انسان به نام اومانيسم، دغدغه هاى روزگارش را به سامان برساند؛ غافل از آنكه همه قوا و نيروهاى بشرى، اعم از عقل، آرا و افكار مردم و... تنها به امامت وحي مي توانند كارآيي لازم خود را داشته، كاركرد مناسب خود را ارائه كنند؛ وگرنه همانند نيروها و قواى مختلف يك لشكر بدون فرمانده، نه تنها وحدت جمعى خود را از دست داده در مقابل دشمن قرار نمي گيرند چه بسا در جهت سركوب و از بين بردن يك ديگر نيز قرار ميگيرند.
بشرامروز با تجربه كردن همه مرام ها و مسلك هاى علمي و عملى و با نااميدي تمام، از آن ها دوباره خود را به نقطه صفر رساند و انتظارات خود را از دين فهرست مي كند؛ امّا اين بار نبايد تجربه گذشته را به زباني ديگر تكرار كند و خواسته هاى نفسانى و تمايلات غير واقعى خود را به عنوان توقّع از دين بر آن تحميل نمايد؛ بلكه اين بار بايد اجازه دهد تا دين به او راه را ارائه و سفره هستى و جهات وجودى اش را باز و تشريح كند و نيز اجزا و عناصر نفسانى اش را به او بياموزد و نسخه شفا بخش و نجات از جهالت و ضلالت را مكتوب كند؛ زيرا