انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٦ - انواع ارتباطات انسان
ترقي نمي کردند و در نتيجه، شريعت و دين و نبوّت و رسالتي در کار نبود تا در پرتو آن تکامل حاصل شود؛ زيرا شريعت و دين براي انسان است و انبيا و مرسلين عليه السّلام براي جوامع بشري مبعوث مي شوند. اگر انسان ها فرشته بودند، اين معارف و حقايق به دست فراموشي سپرده مي شد و اين خلاف مطلوب است.
البته انسان موجودي است که مي تواند گناه بکند؛ نه اين که بايد گناه کند. از اين رو، انسان بايد ابزار و وسايل گناه يعني شهوت و غضب را در اختيار داشته باشد و شهوت و غضب هم احتياج به محرّک دارد؛ زيرا شهوت و غضب، انسان را به گناه دعوت نمي کند؛ بلکه انسان را به اطفاي غريزه دعوت مي کند و اطفاي غريزه، هم راه حلال دارد و هم راه حرام؛ آن که انسان را به طرف حرام و گناه و فساد سوق مي دهد، شيطان است. با توجه به مطالب گذشته چند نکته مشخص مي شود:
١ ـ اگر انسان موجودي بود که اصلاً گناه نمي کرد و همسان فرشته بود، مسأله دين و شريعت و نبوّت و رسالت براي جامعه بشري تحقق پيدا نمي کرد و اگر اين امور محقق نمي شد، خيرات فراواني که از اين راه به دست مي آيد حاصل نمي شد.
٢ ـ فرق انسان و فرشته اين است که فرشته داراي حدّ معيني است که از آن حد فراتر نمي رود؛ ولي انسان داراي حدّ و مرز خاصي نيست؛ بلکه مي تواند به مقام ولايت مطلق و کلّي سِعي برسد.
٣ ـ اگر انسان شهوت و غضب دارد، اين ها ابزار گناهند و نه مبدأ فاعلي گناه.
٤ ـ در جهان تجرّد محض و عقلي، ابزار گناه وجود ندارد و اگر شيطان گناه کرد، چون داراي تجرّد خيالي و وهمي بود؛ نه تجرّد عقلي که حضور و شهود محض است.