انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٢ - ويژگى هاى رفتار اقتدارآور
ظفر و پايه پيروزي را وفاي خدا به وعده هاي تخلّف ناپذير مي داند: ¦«فإنّ البخل و الجبن و الحرص غرائز شتّي يجمعها سوء الظنّ بالله»¦. ١ بدگماني به خدا، از شرک مستور ناشي مي شود که توحيد را از ناب بودن به ممزوج شدن مي کشاند. گرچه در قلمرو طبيعت، متاع نابْ ناياب است؛ به طوري که گُل بي خار، مُلِ بي خمار، گنج بي مار... نتوان يافت، ليکن در منطقه فراطبيعت، چنين کالاي گران بهايي دست يافتني است و نقد و بهاي آن، مَشکي از مُشک اشک را نثار يار نمودن و با چنين کوثر شفّافي، گناه گذشته را شستن و با منظر منزّه از نظر به غير دوست، به تماشاي جمال او نشستن است:
گريه شام و سحر، شکر که ضايع نگشت *** قطره باران ما، گوهر يک دانه شد
١٥ـ رفتار برخاسته از انسان شناسي صحيح
رفتاري موجب اقتدار ملّي است که از مبناي صحيح انسان شناسي استمداد کند؛ گروهي که خواسته هاي برخاسته از حسّ و وهم را خرد پنداشتند و قداست حرّيت را در پاي پليد شهوت و غضب پاي مال کردند، سياست و حکومت را که از شريف ترين شاخه هاي علوم انساني است، بر اثر نشناختن گوهر انسان، به سلطنت بر مردم معنا و تفسير مي کنند، (خواه بر مردم ميهن خود و خواه بر مردم کشور ديگر) چنين فرقه اي، هم دچار مشکل انسان شناسي و جهان بيني اند و هم مبتلا به معضل معرفت شناسي؛ زيرا انسان از منظر اينان، بين ميلاد و مرگ خلاصه مي شود و جهان هستي نيز از قلمرو ماده و طبيعت نمي گذرد و معيار انديشه صحيح، اثبات و ابطال حسّي است. اين عدّه، حسّ و وهم را در بخش انديشه، و شهوت و غضب را در
١. نهج البلاغه، نامه ٥٣، بند ٢٨.
[٢] ديوان حافظ، ص ٦٤.