انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٩ - ويژگى هاى رفتار اقتدارآور
و علوي و تدبّر در براهين عقلي و تأمّل در ره آورد تاريخي که تحليل عالمانه سنّت ديرپاي الهي است و تمرين عملي طبق رهنمود عقل و نقل، سهم مؤثري اولاً در حيات دل و ثانياً در بيداري آن و ثالثاً در بينايي و شنوايي آن خواهد داشت. چنين انسان حکمت نوشِ خردورز، واژه آزادي را در ادبيات علوي مي آموزد و مي پذيرد و مي آزمايد تا سرانجام، چنان سرايد:
زير بارند درختان که تعلق دارند *** اي خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
١٧ ـ رفتار با صبغه ملکوتي
رفتاري زمينه اقتدار ملّي را فراهم مي کند که با کيمياي دين، تمام شؤون فردي و اجتماعي يک ملتِ متدين، صبغه ملکوتي پيدا کند و چيزي مـُلکي، جامد، راکد و سرد و متحجّر نباشد؛ زيرا موجود مادّي، بدون روح ملکوتي هرگز مظهر خداي مقتدر نخواهد شد تا بتواند قدرت مرکزي خود را بعد از سازمان دهي به جا اِعمال کند و از فاجعه افراط و ضايعه تفريط بپرهيزد و عفو را به جاي انتقام قرار ندهد و انتقام را به جاي صَفح جا ندهد. مقتدر، کسي است که قدرت تعديل شده، در اختيار او باشد و اراده عاقلانه او رهبري اِعمال قدرت را عادلانه به عهده داشته باشد؛ چنين فرد يا امّتي مي تواند بگويد: إنّ صلاتي و نسکي و محياي و مماتي لله ربّ العالمين. ٢
در تبيين اين که دين کيمياي معنوي است و قدرت تبديل و تحويل جوهري اشيا و اشخاص را دارد، مي توان چنين گفت: دين فتوا مي دهد که انسان در تمام احوال ظاهري و باطني خود، در مَشْهد و منظر الهي است و تمام کارهاي کوچک و بزرگ او در ديوان عمل وي ثبت است و در محکمه محکم و متقن عدل و داد، آن را
١. ديوان حافظ، ص ٧١.
[٢] سوره انعام، آيه ١٦٢.