انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨١ - پنجم اسلام و صلح جهانى
لازم است، ليکن اثر بارز آن در حمايت از مستضعفان، زنان و کودکانِ بي پناه روشن مي شود: و ما لکم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الوِلدان الذين يقولون ربّنا أخرجنا من هذه القرية الظالم أهلها و اجـعل لنا من لدنک ولياً و اجعل لنا من لدنک نصيراً. ١
با تحرير مطالب ياد شده، معلوم مي شود که بستر صراط صلح جهاني، ره توشه آن، راهيان آن، رهبران آن و سرانجام آغاز و انجام آن همان اسلام ناب محمّدي است که امام خميني رحمه الله بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، بزرگ رهبر ديني مسلمين در انديشه علمي خود به آن مي پرداخت و در انگيزه عملي خويش به آن اهتمام مي ورزيد. اکنون جمهوري اسلامي با آن تار و پود، دوران بالندگي و شکوفايي خود را در امور داخلي و خارجي تجربه مي کند.
اسلام با تکميل علوم عقلي، کيفيت بهره وري از آن ها را در تأمين صلح عادلانه جهاني به عهده دارد. عناصر محوري علوم عقلي، مانند کلام، حکمت، عرفان و... را معرفت خدا و شناخت اسماي حسنا و صفات علياي او تشکيل مي دهد. سهم مؤثّر ثقلين (قرآن و عترت) در طرح معارف، توسعه، تعليل و تبيين آن، به طوري که از گزند اِضلال، آسيب اِغوا و خطر مغالطه مصون باشد، کاملاً مشهود است و هيچ گونه ظلم علمي در سراسر آن راه ندارد.
اسلام با تتميم علوم انساني، مهم ترين ره توشه را به جوامع بشري اهدا کرد. اسلام انسان را به عنوان حي متأله مي داند و نه حيوان ناطق و نيز حيات او را در تألّه وي خلاصه مي کند و غير موحّد را از حيات ملکوتي محروم مي داند: ليـُنـْذر من کان حياً و يحِقّ القولُ علي الکافرين. ٢ تقابل زنده و کافر، آيت زنده بودن مؤمن و مرده
١. سوره نساء، آيه ٧٥.
[٢] سوره يس، آيه ٧٠.