انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٦ - شبهه مخالفان بعثت ووحى
عقليه» بيشتر مي شود. ثانياً چه دليلي بر حصر تعليمات انبيا در موافق عقل و مخالف عقل ( مسائل عقل پذير و عقل ستيز) اقامه شده است؛ زيرا امکان دارد که شقّ سومي محقق باشد؛ بلکه غالب تعاليم انبيا، نه موافق اَحکام قطعي عقل است و نه مخالف آن؛ زيرا اين تعاليم، مجموعه عقايد و احکامي است که عقل به تنهايي قادر به درک و صدور حکم درباره آن ها نيست؛ ليکن آن را تجويز مي کند و دليلي براي استحاله آن ارائه نمي دهد؛ مانند بسياري از جزئيات اصول دين و احکام عبادات. قرآن کريم نيز در بيان رسالت انبيا فرمود: پيامبران علاوه بر تلاوت آيات و تزکيه نفوس و تعليم کتاب و حکمت، حقايقي را به انسان تعليم مي دهند که او به تنهايي قادر به درک آن ها نيست: و يعلّمکم ما لم تکونوا تعلمون). ١
خلاصه آن که اوّلاً عنوان موافقت و مخالفت، با يک ديگر تقابل عدم و ملکه دارند و نه تناقض. ثانياً متقابلان در عدم و ملکه، گرچه اجتماع پذير نيستند، ولي انتفاي هر دو ممکن است؛ يعني مي تواند مطلبي وجود داشته باشد که عقل، نه موافق آن است و نه مخالف؛ زيرا عنوان وفاق و خلاف، متفرع بر درک است و مطلبي را که عقل درک نکرده است، نه موافق آن است و نه مخالف و اين، همان امتناع و اِباي از رأي دادن است که گاهي از آن به عنوان «رأي ممتنع» ياد مي شود. ثالثاً چون عقل به قصور خود در بسياري از معارف جهان هستي آگاه است، ضرورت معلّم غيبي را درک نموده، آن را مي پذيرد.
محور دوم؛ به دليل عقلي ثابت شده است که خداوند حکيم است و حکيم از بندگان خود عباداتي را که عقل بر آن دلالت نکند، طلب نمي کند و از سوي ديگر، دلايل عقلي، بشر را به اين هدايت مي کند که جهان آفرينش، آفريننده حکيم و توانايي دارد که به بندگان خود نعمت هايي ارزاني داشته و سپاسگزاري آن نعمت ها را بر آنان لازم کرده است. از اين رو، هنگامي که خدا را با عقل و مشاهده نشانه هاي او
١. سوره بقره، آيه ١٥١.