انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٧ - كارآمدى عقل در استنباط احكام
براي روشن شدن موضوع در مسأله عقل و اعتبار آن و حجيتش، مي توان چنين گفت: عقل، گاهي علم شهودي و گاهي علم حصولي دارد. سرّ انحصار علم در شهودي و حصولي، آن است که معلوم، يا حقيقت وجود است يا مفهوم وجود، يا ماهيتي است که موجود است؛ چون موجود، از دو حال بيرون نيست ؛ يا وجود است يا ماهيت و مفهوم؛ علم نيز از دو حال بيرون نيست: اگر عالِم، به هستي و وجود راه يافت، علم او امر شهودي است و اگر به ماهيت يا مفهوم راه يافت، علم او امر حصولي است عالم در علم شهودي به معلوم مي رسد و هر چه علم پيشرفته تر باشد، معلوم را بيشتر مي يابد؛ چون در علم شهودي خودِ مشهود خارجي، آينه خود است و بيگانه اي عالم را به آن راهنمايي نمي کند؛ ولي عالِم در علم حصولي، هر چه به دنبال معلوم مي رود، علم نصيب او مي شود و او در آيينه علم، چهره معلوم را مي بيند؛ براي نمونه، اگر کسي بخواهد آب را بشناسد، گرچه به سراغ آب مي رود، ولي معرفت آب نصيب او مي شود؛ نه حقيقت آب. بنابراين، در جهان بيني هاي حصولي، انسان به سراغ واقع مي رود؛ ولي علمِ به واقع نصيب او مي شود؛ البته علم، واقع را به انسان نشان مي دهد.
کارآمدي عقل در استنباط احکام
گروهي از صاحب نظران پذيرفتند که عقل مانند کتاب و سنّت، از منابع دين است؛ ليکن گفتند که عقل کارآمد نيست؛ يعني هيچ موردي نيست که عقل به مطلبي برسد و فتوا بدهد؛ مگر اين که در همان قلمرو و منطقه، دليلي از قرآن يا روايت وجود دارد؛ در نتيجه، گرچه عقل از منابع دين است، ولي اثر عملي ندارد؛ زيرا هر جا دليل عقلي هست، دليل نقلي نيز وجود دارد. ١
١. الفتاوي الواضحه، شهيد محمد باقر صدر، ص٩٨.