انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩٥ - ششم اسلام و محيط زيست
فرمان آسماني برمي آيد، اين است که تابلوي زيباي آفرينش، امانت الهي به دست بشر است. صنايع تجربي موظفند که در راستاي تأمين سعادت و سلامت تمام بشر جهت گيري کنند؛ چنان که مکلّفند که حقوق طبيعي هر موجود ديگر را، اعمّ از دريا و آبزيان و هوا و پرندگان هوا و استنشاق کنندگان از آن و نيز هر پديده طبيعي ديگر، رعايت نمايند و هرگز به هلاکت نسل و حرث رضايت ندهند و گزندگان اجتماعي، اقتصادي، سياسي و مانند آن را انسان گُزيده نمي داند و در تعيير و توبيخ آنان چنين مي گويد: و إذا تولّي سعي في الارض ليفسد فيها و يهلک الحرث و النسل و الله لايحبّ الفساد؛ ١ و آن گاه که در روي زمين پشت کند تا تلاش کند که فساد کند و حاصل و نسل بشر را هلاکت گرداند و خدا فساد را دوست ندارد. چون ارزش عامل به عمل است، هنگامي که فساد محبوب نباشد، مُفسد نيز محبوب نخواهد شد.
ج . زيبايي انسان، گذشته از سازمان نظامواره هستي او ـ که در هر موجود ديگري هر چند ضعيف يافت مي شود ـ در گرو کرامت اوست. متون مقدس آسماني به ويژه قرآن کريم، هستي بشر را تکريم کرده و او را موجودي گرامي شمرده و درباره کرامت وي، چنين فرموده است: لقد کرّمنا بني ادم و حملناهم في البرّ و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضّلناهم علي کثيرٍ ممّن خلقنا تفضيلاً؛٢ ما فرزندان آدم را بسيار گرامي داشتيم و آن ها را بر مرکب در دريا و خشکي سوار کرديم و از پاکيزه ها روزي داديم و بر بسياري از مخلوقات خود برتري بخشيديم. کرامت انسان، مرهون خلافت اوست؛ زيرا جانشينِ موجود کريم از کرامت برخوردار است و چنين کرامتي که از ناحيه خلافت الهي باشد، بهره غير انسان نيست. از اين رو، تعبيري که درباره انسان شده، درباره هيچ موجود ديگر نشده است و آن تعبير ممتاز، همين حديث
١. سوره بقره، آيه ٢٠٥
[٢] سوره اِسراء، آيه ٧٠.