انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٥ - پنجم اسلام و صلح جهانى
کرده و مي گويند: پروردگارا! اين دستگاه با عظمت را بيهوده نيافريده اي؛ پاک و منزهي، ما را به لطف خود از عذاب آتش نگاه دار.
اما ترهيب از اکتفا واغترار به آن علم تجربي... و تحذير از به کارگيري آن ها در کژراهه خصومت و تهاجم به صلح عادلانه جهاني، آياتي از اين قبيل دلالت دارد: فلمّا جاءَتـْهُم رُسُلُهم بالبينات فرحوا بما عندهم من العلم وحاق بهم ما کانوا به يسـْتَهـْزءُون؛ ١ پس آن گاه که رسولان ما با معجزات و ادله روشن به سوي آن ها آمدند آن مردم نادان به دانش خود شاد شدند تا وعده عذابي که مسخره کردند همه را فرا گرفت؛ الله الذي سَخَّر لکم البحر لِتَجري الفلک فيه بأمره و لتبتغوا من فضله ولعلّکم تشکرون - و سخّر لکم ما في السّموات و ما في الارض جميعاً منه إنّ في ذلک لاياتٍ لقومٍ يتفکّرون؛ ٢ خداست که براي شما دريا را مسخر گردانيد تا کشتي به امر او در آن جاري شود و از فضل خدا طلب کنيد؛ شايد شکر نعمتش به جاي آريد و آنچه در آسمان ها و زمين بود، تمام را مسخر شما گردانيد؛ در اين کار نيز براي مردمي که تفکر دارند نشانه هايي است.
اسلام در عين تکريم عقل و تجربه از جهت معرفت شناسي و تجليل ره آورد برهان عقلي و تجربه حسي و فتوا به لزوم آن ها در تأمين صلح عادلانه و حيات متمدنانه، آن ها را براي تأمين تمام نيازهاي علمي و عملي بشر کافي نمي داند. از اين رو، همان گونه که درباره علوم طبيعي و مانند آن، که محصول تجارب بشري است، حکم به عدم کفايت کرد و درباره علوم عقلي و نظير آن، که نتيجه تأمّلات عقلي بشر است نيز فتوا به عدم کفايت داده و ضرورت ارسال انبيا و انزال وحي را گوشزد نموده است: و رسلاً قد قَصَصـْناهم عليک من قبل و رسلاً لم نقصصهم عليک
١. سوره غافر، آيه ٨٣.
[٢] سوره جاثيه، آيات ١٣ ـ ١٢.