انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٧ - پنجم اسلام و صلح جهانى
سياستشان بر اين کار خواهد بود. هرگاه قدرت يا ابر قدرتِ فاقد عشق مردمي و تهي از تعبّد ديني، وارد منطقه کوچک يا بزرگ شود، آن جا را ناامن مي کند و وحدت و شکوه مردمي را درهم مي ريزد و منافع ملي را به غارت مي دهد که همه اين ها مانع برقراري صلح عادلانه است.
ليکن بايد بدانند نداي رسمي خداي سبحان که با صلاي پرصلابت انبياي ابراهيمي به جهانيان ابلاغ شد، هماره طنين انداز است که خداوند در کمين قاهران مانع از صلح عادلانه است و به حيات همه آنان به ويژه اَبَرقاهرها که مغرور زر و زورند، خاتمه خواهد داد: ألم تَرَ کيف فَعَلَ ربّک بعادٍ - إرَم ذاتِ العمادِ - التي لَمْ يخلَق مِثلُها في البلاد - و ثمود الذين جابوا الصّخر بالواد - و فرعون ذي الاوتاد- الذين طغوا في البلاد - فأکثروا فيها الفساد - فَصَبَّ عليهم ربّک سوطَ عذابٍ - إنّ ربّک لبالمرصاد؛ ١ آيا ديدي خدا با عاد چه کرد! همان قوم ارم، شهري که بناهاي ستون دار داشت و نظيرش در هيچ سرزميني ساخته نشده بود و با قوم ثمود که صخره هاي بيابان را مي بريدند و فرعون که صاحب ميخ ها بود، آنان که در شهرها طغيان کردند، سپس زياد فساد برانگيخته اند تا آن که خداي تو تازيانه عذاب بر آن ها فرو ريخت؛ خداي تو البته در کمين گاه است.
با عنايت به مطالب گذشته مي توان گفت: اسلام، هم مدعي تصالح علوم است و هم قبله نماي آن ها؛ امّا تصالح علوم، چون هر علمي به مثابه تفسير درست از زاويه خاص نظام آفرينش است و صدر و ساقه نظام هستي هماهنگ است: ما تري في خلـْق الرحمن من تفاوتٍ فارْجع البصر هلْ تري من فُطور؛ ٢ در خلقت خدا هيچ اختلاف در نظم نمي بيني. پس، ديده را برگردانْ آيا خلل و شکافي مي بيني؟
١. سوره فجر، آيات ١٤ ـ ٦.
[٢] سوره ملک، آيه ٣.