انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٦ - كار و كسب عزّت
داشته باشد و نيازمند به ديگران شود، خدا او را ـ از رحمت خود ـ دور کند: ¦«من وجد ماءً و تراباً ثم افتتقر فأبعده الله»¦. ١ اين سخنان، همگان را به توليد و پرهيز از بيکاري دعوت مي کند.
مردي به امام صادق عليه السّلام عرض کرد: من نمي توانم به خوبي با دستم کار کنم و با تجارت نيز آشنايي کافي ندارم و نيازمند و بيچاره ام، چه کنم؟ امام صادق عليه السّلام فرمود: کار کن و با سر خود، بار ببر و اين گونه از مردم بي نياز باش. ٢
امام صادق عليه السّلام وي را به کار تشويق مي کند و به او روحيه خودباوري مي دهد که او امرار معاش کند و متکي به ديگران نباشد؛ که نيازمند ديگران بودن، با عزت و شرافت انسان سازگار نيست.
امام صادق عليه السّلام مي فرمايد: درخواست حاجت از مردم، عزّت آدمي را مي ربايد و حيا و شرم او را از بين مي برد: ¦«طلب الحوائج إلي الناس استلاب للعزّ مذهبة للحياء»¦. ٣
اسناد کار به خداي سبحان
اهميت کار و ارزش اشتغال را مي توان از اسناد کار به خداوند استنباط کرد. قرآن کريم در موارد فراوان، انجام کارهاي گوناگون را به خداوند استناد مي دهد و در برخي از آيات، به طور جامع و فراگير مي فرمايد: کلّ يومٍ هو في شأن؛ ٤ هر روز، بلکه هر ظهور و تجلّي، خداوند در کاري تازه است. کارهاي خداوند، مشابه يک ديگر و تکراري نيست؛ چون او هميشه در حال ايجاد است و همه پديده ها، نيازهاي خود را
١. بحارالانوار، ج ١٠٠، ص٦٥.
[٢] کافي، ج ٥، ص ٧٦.
[٣] همان، ج ٢، ص ١٤٨.
[٤] سوره الرحمن، آيه ٢٩.