انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٦ - راه اثبات منبع بودن منابع دين
مي شود که اصل عليت، معلوم بالذات است و به هيچ وضع تعليل پذير نيست.
موضوع دليل (برهان مفيد قطع) نيز همين طور است؛ يعني دليل عقل، معلوم بالذات است؛ نه مجهول مطلق و چون معلوم بالذات است، بايد آن را تبيين کرد و نه تعليل؛ زيرا «ذاتي»، علّـت بردار نيست.
پاسخ دوم؛ دليل عقلي دو قسم است: مفيد قطع و يقين و مفيد اطمينان؛ قسم اول دليل عقلي حجّت است؛ امّا قسم دوم غير قطعي خواهد بود؛ چنان که سنّت قطعي را حجّت سنّـت ظني قرار مي دهيم؛ يعني اگر خبري به شکل تواتر ثابت شد و دلالتش يقين آور نصّ بود، براي اعتبار خبر «ظنّي الدلاله» مي توان به آن استدلال کرد؛ با توجّه به اين نکته؛ چون دليل غير از مدلول است، قهراً مصادره به مطلوب و دَوْر نخواهد بود؛ چنان که اگر نصوصي در قرآن کريم داشتيم که دلالتشان بر مطلب قطعي بود، مي توان با آن نصوص، حجيت ظواهر قرآن را اثبات کرد. بنابراين، حتماً بايد بين دال و مدلول، تعدّد فرض کرد تا از محذور دَوْر رها شويم.
در برهان صد يقين نيز که از خود شي ء به خود شي ء استدلال مي شود، مرجعش به اين است: دو مفهومي که از يک ذات انتزاع مي شوند، يکي بديهي است و ديگري اوّلي که از اوّلي به بديهي مي رسيم و آن گاه از بديهي به نظري نايل مي شويم و سپس از نظري نزديک، به نظري دور دسترسي پيدا مي کنيم.
حاصل آن که منبع اثباتي بودن عقل براي دين، قطعي و بين است و احتياج به دليل ندارد؛ بلکه با دليل عقلي بين، منبع اثباتي بودن نقل نيز ثابت مي شود؛ مثلاً با معيارهاي عقلي، ثابت مي شود که صاحب وحي بايد معجزه داشته باشد و با معيارهاي عقلي، مي توان فهميد که بين معجزه و علوم غريبه، از قبيل سحر و کهانت فرق است و بر اساس معيارهاي عقلي،مي فهميم که قرآن معجزه است و وقتي معجزه بودن قرآن ثابت شود، حجيت قرآن اثبات خواهد شد.