انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٠٥ - ششم اسلام و محيط زيست
اسلامي شده است و اگر آرزوي صحيح نمي بود، هيچ مادري فرزند را شير نمي داد ( زيرا علم به بقا و دوام او نداشت و ندارد) و هيچ نهالْ کاري درخت نمي کاشت ( چون علم به نموّ و بهره برداري از آن را ندارد)؛ آن که مورد نااميدي نيست: از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلّم رسيده است: ¦«إن قامت الساعة و في يد أحاکم فسيلةٌ فإن استطاع أن لايقوم حتي يغرسها فليغرسها»¦؛ ١ اگر نشايي در دست يکي از شماست و قيامت در آستانه قيام است و مرگ شما قطعي است، اگر کمترين مهلت براي غرس نهال و کاشتن آن در اختيار داريد، از آن فرصت کوتاه کمک بگيريد و آن را کشت کنيد. اهتمام اسلام به فضاي سبز، به ويژه خوشه يا شاخه مثمر، کاملاً از مطاوي رهنمودهاي رهبران الهي در متون ديني مشهود است؛ به طوري که گاهي کاشتن درخت، در رديف بهترين و مقدس ترين کارهاي خير قرار مي گيرد؛ چنان که از رسول اکرم مأثور است: ¦«سبعٌ يجري للعبد أجرهنّ وهو في قبره بعد موته: من علّم علماً أو أجري نهراً او حفر بئراً أو غرس نخلاً أو بني مسجداً أو ورّث مصحفاً أو ترک ولداً يستغفر له بعدموته»¦. ٢ در اين حديث شريف، درخت کاري در کنار تعليم دانش، ساختن مسجد، توريث قرآن يا کتاب علمي سودمند ديگر و... واقع شد که اين مقارنه، کاشف از درجه بالاي اهتمام اسلام به درخت کاري است. لذا، هم درباره نگهداري درخت و آبياري آن دستور رسيده است و هم درباره پرهيز از قطع آن. از حضرت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلّم مأثور است: ¦«من سقي طلحةً أو سدرةً فکأنّما سقي مؤمناً من ظمأ»¦؛ ٣ يعني هر کس درخت محتاج به آبياري را ( درخت سدر و مانند آن خصوصيتي ندارد) سيراب نمايد، گوهر انسانِ مؤمنِ تشنه را سيراب نمود. همچنين
١. نهج الفصاحة، ج ٢، ص ٧١٣.
[٢] همان،ج ١، ص ٤٩٧.
[٣] وسايل الشيعة، ج ١٧، کتاب التجارة، باب ١٠، من أبواب مقدماتها.