انتظار بشر از دين - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٩ - معناي حجيت عقل
مي توان به آن عمل نمود؛ نظير تعبديات. اگر دليلِ عقلي مفروض، مطابق با واقع باشد، استدلال کننده مأجور است و مي توان به آن عمل کرد و اگر مطابق با واقع نبود، استدلال کننده مؤمِّن و معذِّر دارد؛ يعني در برابر خداوند به استناد آن دليل، معذور و در امان است. اکنون زمان بحث از حجت هاي عملي نيست؛ بلکه از حجت هاي علمي بحث خواهد شد؛ يعني از امري که به استناد آن، جزم و يقين علمي پيدا مي شود.
چگونگي و چرايي حجيت عقل
حجّيت عقل برهاني، به دليل راه نيافتن خطا و نسيان در آن است؛ چون همان طور که قرآن هر چه مي گويد حق است و نيز پيامبر آنچه مي گويد، بر اساس هوا نمي گويد: و ما ينطق عن الهوي ١ و نيز سنّت معصومين حق است و هوا در آن راه نمي يابد، ره آورد عقل ناب هم، حق است: و ما ينطق عن الهوي. گرچه قبول اين حرف، در آغاز دشوار است، اما وقتي مطلب به خوبي تبيين و تحليل گردد، معلوم مي شود که اين سخن حق است.
توضيح؛ اوّلاً عقل، چراغ الهي است که خداي سبحان آن را در نهان انسان تعبيه کرده و فجور و تقوا را به او الهام نموده است. ثانياً در مکتب الهام، جايي براي ابهام و خطا نيست؛ زيرا آنچه را که خدا به فطرت الهام کرد، نه معلّم اشتباه مي کند و نه متعلم؛ خدايي که فرمود: و نفس و ما سوّيها - فألهمها فجورها و تقويها ٢ از گزند سهو و نسيان مصون است: و ما کان ربّک نسِيا و عقل مُسـْتَلـْهَمْ و متعلّم نيز از آسيب سهو و نسيان مصون است؛ چون خدا خبرداد که منْ عقل و نفس را به
١. سوره نجم، آيه ٣.
[٢] سوره شمس، آيات ٨ ـ ٧.
[٣] سوره مريم، آيه ٦٤.