حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٠٨ - دورنمايي از حقيقت عبادات
بردارد، شامل است، به علاوه رياضت هاي خاصي را نيز دارا مي باشد كه عبارت است از ترك وطن، رنج دادن به تن، گذشتن از مال، گسيختگي از آرزوها، تحمل مشقت ها، تجديد پيمان، حاضر شدن در مشاعر و آگاهي يافتن بر شعائر و ديدن آن هاست.
در افعال حج، خلوص نيت براي ياد خداي و روي آوردن به او به اقسام ديگر طاعات و عبادات نيز پديد مي آيد.
با اين كه بعضي از اعمال حج اموري
هستند كه نفوس به حكمت و رموز آن آشنايي ندارند و
عقول به معاني آن ها پي نمي برند
(مانند
افكندن سنگ ريزه به جمار و رفت و آمد بين صفا و مروه
بر سبيل تكرار)، مع هذا نمي توان ترديد نمود كه احكام
خداوندي همگي داراي حكمت بالغه و مصالح و منافع عاليه است،
منتهي مصلحت بعضي از آن ها روشن و بعضي پنهان و
برخي به نحوي است كه بيشتر عقل ها به آن ها پي
نمي برند و در اين قسم است كه نور كمال بندگي، به
تمام حقيقتش محقق مي شود ; زيرا در اعمالي كه
حكمت و مصلحتش ظاهر باشد، چون انسان فطرتاً مايل به كمال
است، تمايل به انجام آن عمل پيدا كرده و خود اين مطلب
انگيزه اي براي انجام عمل مي شود و به
فرمان برداري كمك مي نمايد و كمال و حقيقت بندگي
به آن آشكار نمي شود.
اما احكامي را كه خداوند مقرر داشته و عقل انسان از درك حقيقت آن عاجز است و به كنه معني و اثراتي كه بر آن مترتب است راه نمي يابد و طبيعت آدمي به آن انس ندارد، پذيرفتن آن نيست مگر به جهت صدور فرمان و قصد امتثال آن از حيث اين كه فرمان و دستور است و اطاعت آن