حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٧٣ - درس هايي از زيارت كعبه
ابراهيم (عليه السلام) را در عالي ترين صورت معنوي در ضلع ظاهري در خيال ترسيم مي كند و شخص، خود را در هنگام اجراي مناسك با ابراهيم هم قدم و هم صدا و با انديشه هاي بلند او آشنا مي نگرد و همان كلماتي كه از ضمير ابراهيم برانگيخته شد و صورت و سيرت او به آن مبتلا گرديد تا تمامش كرد، در ضمير هر انساني كه به رموز اين بيت آشنا شود و واقعيت ابراهيم را در آن بنگرد برانگيخته مي شود، آري از اين رهگذر بايد سالي قريب يك ميليون انسان، ابراهيم وار به تمام نقاط زمين پخش شوند و نداي توحيد را با تمام شرايطش، چون آن امام بزرگ در عالم پخش كنند ولي افسوس و...
در آن صورت كه آدميان، متوجه صورت معنوي ابراهيم (عليه السلام) مي شوند امامت او، قلوب مستعد آنان را پيرو او مي گرداند.
«مثابة» شدن اين خانه هم كه عبارت از خطوط بندگي آن رادمرد بزرگ توحيد است، نفوس مستعدي را به سوي آن مي كشاند، تا در گيرودار زندگي از دور و نزديك به سوي آن روي آرند و به آنجا رفت و آمد كنند تا اندك اندك حق و كلمات او بر وجود مردم حاكم شود و نفوس از كشمكش ها و تشويش ها و جاذبه هاي مختلف و نگراني ها كه از خودبيني و سودانديشي و برتري جويي برمي آيد، برهند و به آرامش و امنيت خدايي گرد آيند « و امناً ».
پس از روي آوردن و رفت و آمد پي در پي، چهره حقيقي ابراهيم (عليه السلام) و قيام او با تمام كلمات و وظايف امامت، چهره مي نمايد و از ميان بناي بيت و سنگ و گل آن، نقشه ابراهيم ظاهر مي شود، همان طور كه چهره مردان فداكار و نمونه هاي غيرت و مليت، يا پستي و شهوت،