حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٧٢ - درس هايي از زيارت كعبه
كلماتش شناخت شيفته او مي شود و مي خواهد در ولايت او در آيد.
( وَإِذِ ابْتَلَي إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَات فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ )[١].
و [ ياد كنيد ] هنگامي كه ابراهيم را پروردگارش به اموري [ دشوار و سخت ] آزمايش كرد، پس او همه را به طور كامل به انجام رسانيد، پروردگارش [ به خاطر شايستگي ولياقت او ]فرمود : من تو را براي همه مردم پيشوا و امام قرار دادم. ابراهيم گفت : و از دودمانم [ نيز پيشواياني برگزين ]. [ پروردگار ]فرمود : پيمان من [ كه امامت و پيشوايي است ] به ستمكاران نمي رسد.
مي بينيد كه ستمگر از اين حريم خارج است و بزرگ ترين ستم بر نفس، جلوگيري از شناخت امام و پيشوا است و آن كس كه خود را در حريم بينايي قرار ندهد، ستمگر و متجاوز است.
در هر صورت چون خود امام و ابتلائاتش و اتمام كلماتش به صورت ظاهر وجود ندارد، صورتي از ولايت امام، همين خانه است كه بنا و مناسك و آداب آن معناي امامت ابراهيم (عليه السلام) را تصوير و تجسيم مي نمايد، چنان تصويري كه نه زيان فكري و اعتقادي و راهزني مجسمه را دارد، نه تنها شمايل ظاهري را مي نماياند و نه تنها مانند كتاب فقط شرح حال است، نه اين شهر و اين خانه براي اين ها و اينگونه مقاصد، خارج از اصول عالي نيست، اين خانه با همه آدابش تصويري است كه چهره
[١] بقره (٢) : ١٢٤.