حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٣٥ - بيابان هاي اطراف حرم
و ائمه و اوليا باشد كه با لباسي ناشناس به كاروان ها مي رفتند و هر خدمتي از دست آنان ساخته بود به زوار خانه حق انجام مي دادند.
بيابان هاي اطراف حرم
مسافران خانه حق از هر كجاي جهان، با هر وسيله اي حركت كنند، اكثر آنان به خصوص در اين زمان ناچارند وارد جده شوند و از آنجا در صورت وسعت وقت به مدينه و در صورت ضيق زمان به مكه روند.
در هر صورت ديده زائر اولين بار به بيابان هايي مي افتد كه در امتداد حرم قرار گرفته، بيابان هايي خالي از آب و علف، بيابان هايي پر از سنگ و ريگ و پستي و بلندي، سرسبزي آن خار مغيلان، آبش سراب، نرمي اش سنگ ريزه و رمل. با ديدن اين مناظر در عالم فكر خود چنين تصور كند كه از دنيا رفته و وارد ميقات قيامت شده ; زيرا در ورود به قيامت انسان جز اعمال خود هيچ خبري از محرمان و آشنايان و ساير برنامه ها نمي بيند، آنجا دادگاه عدالت را در مقابل ديدگاه خود ملاحظه مي كند و بس كه در آن دادگاه بدون حضور زن و فرزند و مال و منال از او طلب عمل صالح و ايمان مي كنند، اگر وقت ورودش به حريم آن بيابان ها شب است بايد ياد تنهايي قبر و سؤال مأموران حق بيفتد و با شنيدن سر و صداي حيوانات موذي، به ياد عذاب دردناك كه براي مجرمان فراهم شده افتاده و به خدا پناه ببرد.
آري، در همه حال بايد به فكر خويش و
گذشته خويش افتد، آينده خود را ببيند، نظري به وقت مرگ و
افتادن در بيابان تنهايي برزخ بيندازد، شايد اين گونه
افكار در روحيه او و در تمام جوانب وجودش ايجاد