حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٣٦ - مدينه طيبه
انقلاب كند، شايد با ياد چنين برنامه هايي برقي از عالم ملكوت به جان او زنند تا با حرارت آن برق از اين سردي و تنبلي، تن پروري و سستي و سكون در امور معنوي رها شده، دستي از او بگيرند و در بقيه عمرش بتواند حركت خود را به سوي مقصد اعلي تنظيم كند.
با ديدن آن بيابان ها در حالي كه از همه چيز بريده اي و به حق پيوند خورده اي، مناجات فيض آن شوريده حال را زمزمه كن.
بر درگه تو حاجت خلقان روا شود *** آن را كه تو براني از اين در كجا شود
خود را چو حلقه بر در لطف تو مي زنم *** باشد به روي من در لطف تو وا شود
آن را كه رد كني زدر خويش بولهب *** وآن كو تواش قبول كني مصطفا شود
امر تو را كسي نتواند خلاف كرد *** هركو سر از قضاي تو پيچد كجا شود
بيچاره گمرهي كه كشد سر زطاعتت *** گردد دلش سياه و اسير غما شود
فرخنده رهروي كه اطاعت كند تو را *** چشم دلش به عالم انوار وا شود
فيض است ودرگه تو،ازاين دركجا رود ^^^ كامِ حوائج همه زين در روا شود[١]
مدينه طيبه
زائر چون وارد مدينه شود، با ديدن آن شهر به ياد آورد، اينجا جايي است كه خداي مهربان براي پيامبرش اختيار كرد، شهري است كه نبي اسلام (صلّي الله عليه وآله) به دستور حق آن شهر را بعد از هجرت به عنوان مركز دعوت به واقعيت هاي الهي انتخاب كرد، شهري است كه زمينه سعادت اهل اسلام در آنجا فراهم آمد.
[١] فيض كاشاني.