حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ٥٧ - حج از ديدگاه حضرت زين العابدين (عليه السلام)
به رشته محبت و ولايت او دست آويخته، واجبات حضرتش را ادا كرده، به مقام قدس و رحمت او تقرب جويي ؟ گفت : نه.
در اين حال بود كه صداي گريه امام بلند شد و شدت تأثر و ناراحتي او به اندازه اي بود كه گويا مفارقت روح از بدنش نزديك شده، مي گريست و پي درپي مي فرمود : آه... آه !
آن گاه فرمود : اي شبلي ! آن كس كه دست به حجر الأسود بگذارد به مانند آن است كه با خداي خود دست داده.
نكو بنگر اي بنده ناچيز شكسته ! و اي موجود ضعيف افتاده ! كه كجايي و چه مي كني، پاداشي را كه خداي بزرگ بر اين برنامه عالي قرار داده ضايع مكن و عهدي كه با دوست بسته اي مشكن، آگاهي و مي داني كه روي گرداني از امر او گناه و معصيت است و مخالفت با فرمانش بزرگ ترين عامل شكستن پيمان تو با اوست.
سپس فرمود : اي شبلي ! آن زمان كه در مقام ابراهيم ايستادي، اراده داشتي كه از آن هنگام به بعد هرگاه بر فرماني از فرامين الهي ايستادي، مقاومت كني و تا فرمانش را نبري از پاي ننشيني و از هر گناهي دوري جسته و خويشتن دار باشي ؟گفت : نه.
فرمود : آيا به هنگام نماز در آن مقام بزرگ عزم داشتي كه از خطوط بندگي ابراهيم پيروي كني و دماغ شيطان را به خاك بمالي ؟ گفت : نه.
فرمود : پس در حقيقت در مقام ابراهيم نايستاده و در آن جاي مقدس نماز به جا نياورده اي.
فرمود : كنار آب زمزم رفتي و از آن چشمه آب نوشيدي ؟گفت : آري.