حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٩٥ - هفت شوط، هفت برنامه
سبك بال شده كه هر لحظه مرغ جانش مي خواهد قفس تن را بشكند و با كمال شوق و عشق به سوي جانان به پرواز آيد.
به قول عارف عاشق، الهي دل سوخته :
مي روم با اشتياق روي او *** در به در، منزل به منزل سوي او
شايد از راهي به آگاهي رسم *** تا شوم از سالكان كوي او
اي صبا با آشناي زلف يار *** گو حديثي گو ز مشكين موي او
تا نگيرم من خم گيسوي دوست *** تا نبويم سنبل خوشبوي او
هم چو ني از دل بنالم زار زار *** پر كنم گيتي زهاي و هوي او
هفت شوط، هفت برنامه
چون حاجي از اين طواف بهره هاي معنوي لازم را يافت و وارد اعمال بعد گشت، نوبت به طواف حج تمتع مي رسد، در اين هفت دور نيز بايد خود را از هفت برنامه ظاهري كه مناسب پيشگاه دوست نيست برهاند.
١ ـ از گناهان سر و اعضايي كه چون چشم و گوش و زبان در سر است براي هميشه چشم بپوشد و سر و آنچه در اختيار اوست، در اختيار دوست بگذارد، يعني با حضرت حق پيمان ببندد كه جز خيال او نداشته باشد و جز به آثار او ننگرد، جز به سخن او گوش ندهد و جز سخن دوست نگويد.
و خلاصه اين عضو بسيار مهم را كه خود داراي اعضايي است، تسليم حضرت يار كند و تصميمش بر اين مصمم باشد كه تا زنده است سر در راه دوست داشته باشد، كه هر كس بدين صورت آراسته شود، بنده اي