حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ٣٥ - ناراحتي از يك خلال دندان
حلاليت به خاطر خراش كتاب
شبي در مجلس فرزند بزرگوار محدث قمي صاحب «سفينة البحار» و«مفاتيح الجنان» بودم، مي فرمودند :
روزي كه پدرم از دنيا رفت و او را در كنار مرقد مطهر مولاي متقيان اميرالمؤمنين (عليه السلام) دفن كرديم، شب آن روز برادرم پدر را در خواب ديد كه فرمود : يك جلد از كتاب « بحار الأنوار » مجلسي متعلق به فلان عالم پيش من امانت بود، آن را به صاحبش نداده ام، هر چه سريع تر آن را به مالكش بدهيد، صبح آن شب در حالي كه كتاب را براي تحويل به صاحبش مي برديم، كنار در خانه كتاب از دست ما روي زمين افتاد، آن را برداشته و گرد و غبار از روي جلدش زدوده سپس به صاحبش برگردانديم، شب آن روز پدر بزرگوار در عالم خواب به ما فرمودند : امروز « بحار الأنوار » از دست شما افتاد و بر جلد آن خراش وارد شد، روزي كه من آن را به امانت گرفتم جلد آن سالم بود، مسئله خراش روي جلد را حتماً از صاحب آن حلاليت بطلبيد ! ![١]
ناراحتي از يك خلال دندان
يكي از عبّاد شهر كربلا، پس از انتقال به عالم برزخ، به خواب دوستش آمد و به او گفت :
روزي از يك مهماني برمي گشتم،
ذره اي از غذا در لابه لاي دندانم مرا رنج
مي داد، از حصير خرما فروشي كه روي سكوي درب صحن
امام
حسين (عليه السلام)
جاي داشت به اندازه يك خلال برداشتم، دندان خود را
پاك
[١] اين مطلب را مرحوم محدّث زاده شخصاً براي مؤلّف نقل نموده است.