حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٠٣ - حج يا معراج ملكوتي
خوشا قلبي كه پاك از كينه و كبر و نفاق آيد *** خوشا عقلي كه عشق آرد به كوي دوست مهمانش
خوشا بزمي كه آنجا درس عشق و عاشقي گويند *** خوشا جمعي كه زلف يار گرداند پريشانش
خوشا مرغي كه مي نالد به باغي هم چو مشتاقي *** كه دور افكنده دوران سپهر از وصل جانانش
خوشا شادان دلي هم چون الهي با خيال او *** كه عشق روي ياري مي كند سر در بيابانش
هنگامي كه حاجي پوشش و كيفيت خود را تغيير داد و خواري و بيچارگي خود را آشكار نمود، بر خود لازم مي داند كه دلش پاك و كردارش پاكيزه و گفتارش راست و بي آلايش باشد، كسي را از خود نرنجاند و براي خشنودي حضرت پروردگار از روي صفا و حقيقت از خود بگذرد و هستي خود را از هرگونه آلودگي و آميختگي به اغراض، دور و متوجه حق تعالي سازد.
در نتيجه هنگامي كه عملش را تمام نموده
نور معرفت، دل او را گرفته و روشن ساخته و گوشه هاي
قلب او از همه رخنه هاي ريز و باريك شرك و كفر پاك
شده است و فايده عملش در همه ابعاد و زواياي وجود او سرايت
نموده، همه را اسلام آورنده و در راهي كه خداوند متعال
مقرر فرموده پشتيبان يكديگر و همدست و هم آهنگ
و يگانه و خرسند مي بيند. نفس او به روح تبديل
گشته و گمان و انديشه بي جاي او را تعقل
و
دانش هاي بي حقيقت او را حكمت و برهان
جايگزين گشته است. صفات زشت او نيكو و پسنديده شده و شهوات
او به عفت و پاك دامني، خشم او