حج در آینه عرفان - حسین انصاریان - الصفحة ١٣٢ - عرفات
مي دهد، گاهي تضرع مي نمايد كه بلكه او را از اين مهلكه نجات دهد، خصوصاً اگر كسي باشد كه انسان بداند غير او ملجأ و پناهي نيست.
چون به سعي آيد بايد سعيش اين باشد كه اين سعي را به منزله تردد در خانه سلطان قرار دهد به اميد عطا و بخشش.
عرفات
اما در عرفات از آن ازدحام خلق و بلند كردن صداهاي خودشان به انواع تضرع و زاري و التماس به اختلاف زبان ها و افتادن هر گروهي پي ائمه خودشان و نظر به شفاعت او داشتن، بايد حكايت محشر را يادآورد، اينجا كمال تضرع و الحاح را بنمايد تا آنجا مبتلا نشود و ظن بسيار قوي داشته باشد بر حصول مراداتش ; زيرا كه روز شريف و موقف عظيم و نفوس مجتمع و قلوب به سوي الهي منقطع و دست هاي اوليا و غيرهم به سوي او جل شأنه بلند شده و گردن ها به سوي او كشيده و چشم ها از خوف او گريان و بندها از ترس او لرزان و روز، روز عطيه و احسان است و ابدال و اوتاد در محضر حاضرند و بناي حتمي سلطان بر بخشش و انعام است و هم چنين روز خلعت پوشي صدر اعظم دولت عليّه ولي امر عجل اللّه تعالي فرجه و سهل مخرجه است.
در چنين روزي استبعاد ندارد حصول فيض به اعلي مدارجه بالنسبه به كافه ناس و خلايق، آيا گمان به خالق خود داري كه سعي تو را ضايع گرداند با اين كه منقطع شده اي از اهل و اولاد و وطن، آيا به غربت تو رحم نمي كند ؟ ! !
در اين مسئله چه حديث عجيبي وارد شده :