زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ٣١ - ١ ـ أمّا الذين فسقوا
مؤمن در دايره ى اطاعت و عبادت ، اخلاص و ايمان ، درستى و راستى و كرامت و فضيلت قرار دارد ، و بر اين عقايد استقامت مىورزد . او در اين دايره بدون اين كه تحت تأثير حوادث شيرين و تلخ قرار گيرد ثبات قدم دارد ، و دست در دست كسانى كه بيرون از اين دايره هستند نمى گذارد .
مؤمن با حقّ و حقّ با مؤمن است ، و مؤمن هميشه در آن جهتى است كه حق است .
مصداق اتم و اكمل اين معيت و گردش ، وجود مبارك اميرالمؤمنين (عليه السلام) است . چنان كه پيامبر اسلام درباره ى او فرمود :
عَلىٌ مَعَ الحَق وَالحَقُّ مَعَ عَلى يَدُورُ حَيثَما دَار عَلى[١] .
پيروان اميرالمؤمنين (عليه السلام) كه مؤمن حقيقى هستند مانند امام بزرگوارشان همه جا و در همه ى شرايط با حق هستند ، و حق هم با آنان است و در آن جهتى حركت مى كنند كه حق حركت مى كند .
ولى فاسق بيرون از حوزه ى ايمان و خارج از دايره ى طاعت و عبادت و درستى و راستى به سر مى برد ، و دست در دست هر ابليس و شيطان و مفسد و اغواگرى مى گذارد ، و بدون توجه و آگاهى ، دنيا و آخرتش را بر باد مى دهد ، و سرمايه ى وجودش را ضايع و تباه مى كند . از انجام واجبات و ترك محرمات روى مى گرداند و گامى به سوى انبيا و امامان و قرآن برنمى دارد . از آشنايى با حقايق مى گريزد و جز شكم و لذت خواهى هم چون شكم پرستى و لذت خواهى چارپايان نمى شناسد و با اين روش و منش فاسقانه ـ كه تا لحظه ى مرگش ادامه مى دهد ـ زمينه ى ورود به آتش دوزخ را براى خود به دست خود فراهم مى آورد .
[١] مناقب : ٣/٦٢ ، فصل فى أنّه مع الحق والحق معه ; بحار الانوار : ٣٨ / ٢٩ ، باب ٥٧ . اين روايت با عبارات مختلف و به يك معنا حدود ١٠٠ مورد در كتب شيعه و اهل سنت آمده است .