زیبا های اخلاق - حسین انصاریان - الصفحة ١١٧ - ادب حر بن يزيد رياحى
و جوارح را مصرف كنندگان آن حالات و صفات قلمداد مى كند . قلبى كه منبع رياست است ، صاحبش هر عبادتى را كه با اعضا و جوارحش انجام مى دهد به ريا و تظاهر و خودنمايى انجام مى دهد ; امّا قلبى كه جاى خشوع و تواضع است ، صاحبش در برابر ديگران ادب و فروتنى و انكسار به خرج مى دهد . ))
حر بن يزيد از چنين قلبى برخوردار بود كه در برابر حضرت حسين (عليه السلام)تواضع به خرج داد ، و كارى كرد كه از يك فرمانده ى نيرومند دشمن به هيچ صورت انتظار نمى رفت !
حر بن يزيد در راه مكه به كوفه در گرما گرم ظهر با لشكرش به حضرت حسين (عليه السلام) رسيد . امام به جوانانش فرمان داد مردم را آب دهيد و آب را كنار دهان اسبان نگه داريد كه اندك اندك آب نوشند تا سيراب شوند . هنگامى كه اسبان را سيراب كردند و از اين عمل خير فراغت جستند وقت نماز ظهر رسيد .
امام به حجاج بن مسروق فرمان داد اذان بگويد . حجاج اذان گفت . امام پيش از اقامه به نطق ايستاد و پس از نطق به مؤذن فرمود اقامه بگو . آن گاه به حر بن يزيد فرمود : آيا نمازت را به همراه اصحاب و لشكريانت خواهى خواند ؟ حر گفت : نه بلكه نماز را با تو مى خوانم !
(( اين ادب از يك تن فرمانده نشان مى دهد كه قُوّه ى اراده ى او حيثيت افراد را در حيطه ى خود داشته است .
به هر حال با هزار گونه ملاحظات و حيثيات مبارزه مى بايد تا خود و هزار نفر را به اين گونه تواضع توان وا داشت .
اين ادب كه تحقق تواضع باطنى در برابر حق است ، بارقه اى است از توفيق كه منشأ توفيق نيز خواهد شد . چيرگى بر نفس توانايى هايى تازه به او خواهد داد ، و به اندازه اى او را نيرومند مى دارد كه هنگامى كه در بحران انقلاب است و سى هزار برابر قُوّه ى خود را برتر از خود و در مافوق خود مى بيند ، توانا باشد ،